گویش دشتکی ها

گویش دشتکی ها

   دشتکی ها به گویش بختیاری سخن میگویند که در نوشته زیر به اختصار درمورد آن توضیح داده شده است.

ریشه و منشاء گویش بختیاری

شواهد وقرائن فراوان نشان می دهد که در قلمرو و سکونتگاه  فعلی بختیاریها  از سی هزار سال پیش بطور مستمر گروههای انسا نی سکونت داشته اند. ساکنان زاگرس میانی در پیدایش کشاورزی ، اهلی کردن حیوانات و ساخت اولین روستاها سهم موثری داشتند. بتدریج کوه نشینان به دامنه های جنوبی و دشت خوزستان سرازیر شدند و تمدن « ایلا می » را که سه هزار سال ادامه پیدا کرد ، بنیان نهادند. کهن ترین مدرک ما در باره ی زبان مردم زاگرس میانی ، کتیبه های و لوحهای ایلامی است که در مناطق بختیاری نشین شناسایی شدند. معرفترین آ نها کتیبه های « اشکفت سلمان » و « کول فره »  در حاشیه ی دشت ایذه می باشد. که به دستور « هانی»   حاکم محلی منطقه که در آن زمان « آیاپیر» نامیده می شد ، نگاشته شدند. دولت ایلام که بصورت فدرالی اداره می شد از چند ایالت تشکیل شده بود. ایالت شرقی « آنزان» بود که بخش وسیعی از سرزمین بختیاری امروزی را نیز در بر می گرفت. زبان و خط رایج در این ایالت ، ایلامی- آنزانی بود که « از سومریها گرفته بودند و دارای سیصد علامت بود»( راوندی ، ۱۳۵۶: ۱۳۸) با پیوستن تمدن ایلامی به هخامنشیان زبان این قوم آریایی نیز در خوزستان و زاگرس میانی رایج شد. در برخورد فرهنگی و زبانی ، زبان زبرین ( زبان قوم غالب ) بر زبان زیرین ( زبان قوم مغلوب) پیروزی و غلبه یافت. اما به

معنی محو و نابودی فرهنگ و تمدن ایلامی نبود. این برخورد زبانی به اثر گذاری متقابل منجر شد در نتیجه عناصر فرهنگی و زبانی هر دو گروه در زبان و فرهنگشان اشاعه پیدا کرد تا جائیکه پادشاهان هخامنشی از زبان وخط ایلامی در نوشتن کتیبه ها ، اسناد ونامه ها  و از نخبگان و معماران ایلامی در ساختن بناها و کشورداری ، سود سوجستند. ایلامیها  با پیوشتن به هخامنشی ها ، هویت فرهنگی و زبانی خود را حفظ کردند. این هویت فرهنگی و نژادی تا   دوره ی اشکانی با نام « الیمائی »  درشمال شرق خوزستان در محدوده ی ایذه و مسجدسلیمان استمرار می یابد. اگرچه از فرهنگ و زبان پارسیان متاثر شدند. بنا بر این باید بپذیریم که علیرغم گذشت دو هزار سال ، واژگان زبان ایلامی هنوز در گویش بختیاری مورد استفاده دارد. شناخت و تشخیص آنها مستلزم انجام پژوهشی از سوی افراد ذیصلاح و متخصص می باشد.
شاید بتوان گفت فرهنگ و زبان یونانی – هلنی نیز بر فرهنگ و زبان ساکنان منطق تاثیر گذاشت .با مرگ اسکندر مقدونی بازماندگان سپاه وی در گوشه و کنار متصرفات پراکنده شدند و دولت های کوچکی تشکیل دادند. در منطقه ی ایذه نیز کلنی های یونانی شکل گرفت . حضور یونانیان ساختار اجتماعی و فرهنگی بومیان را تحت تاثیر قرار داد. مجسمه ها ی مکشوفه و آثار و بقایای بر جای مانده در دره « شمی» (shemi ) بر این موضوع صحه می گذارد. تمدن وحکومت محلی « الیمائی» نیز تلفیقی از عناصر فرهنگی ایلامی در درجه ی اول و درجه ی بعد عناصر پارسی و یونانی بود. در برخی منابع ، بختیاریها را  بازماندگان سپاه اسکندر می نامند و دلیل آن را شباهت رقص دستجمعی بختیاریها با رقص یونانیان و عدم استفاده از حرف « ش»در زبان دو گروه ، می دانند.  (کیانی ، ۱۳۷۰: ۷ )
از دوره ی هخامنشی به بعد زبان و گویش غالب ، پارسی است اگرچه گروههای مختلفی از فرهنگها و زبانهای دیگر به این منطقه مهاجرت کردند و بر گویش بومیان اثر گذاشتند ، لیکن خود محو جامعه ی زبانی ساکنان شدند. شواهد زیادی وجود دارد که گویش فعلی بختیاریها ، استمرار و   ادامه ی زبان رایج در دوره ی اشکانی و ساسانی است که زبان« پهلوی » نامیده می شود. امروزه کلمات و واژه های فراوانی از زبان پهلوی ( فارسی میانه )  در گویش بختیاری وجود دارد که دلا لت دارد گویش بختیاری اساسا”  یک گویش ایرانی و ریشه در زبان پهلوی دارد. گو اینکه ساکنان کوهستان ، در پناه کوههای سربه فلک کشیده بخوبی از زبان پهلوی پاسداری کردند. البته گذشت زمان ، گسیختگی زبانی ، فرهنگی و اجتماعی ناشی از فراز و نشیبها ، مهاجرت اقوام مختلف به منطقه ،  تسلط  فرهنگها و زبانها ی غیر ایرانی در مقاطعی از تاریخ ، پذیرش اسلام ، همجواری و تماس با گروههای زبانی دیگر ، کوهستانی بودن منطقه ومهجور ماندن گویش ، نظام ملوک طوایفی و … سبب گردید تا برخی از واژه های زبان پهلوی حذف  یا ساختار و شکل آنها دگرگون شود و وازه ها و عبارات فراوانی از زبانهای عربی ، مغولی ، ترکی ، کردی و حتی از زبانهای اروپایی وارد این گویش شود.
قدیمی ترین متنی که به برخی ویژگیهای زبان ساکنان منطقه بختیاری اشاره دارد « تاریخ گزیده » مربوط به قرن هشتم قمری است ، که آمده است:  « در زبان لری الفاظ عربی بسیار است اما این ده حرف در زبان لری نمی آید ح ، خ ، ش، ص ، ض ، ط، ظ ، ع ، غ ، ق » (مستوفی ، ۱۳۳۶: ۵۳۸)
در باره ی ریشه و منشاء گویش بختیاری نظرات و دیدگاهها ی گوناگونی نقل شده است که به برخی از آنها اشاره می شود. در « نامه ی علوم اجتماعی» به نقل از افسر سلطنتی انگلیس « لوریمر» ( D.L.R.lorimer ) که بررسی و تک نگاری در باره ی گویش بختیاری با عنوان « لهجه شناسی بختیاری» انجام داده است ، آمده است:  « لهجه بختیاری در واقع مشخصاً لهجه ای ایرانی است که بسیاری از لغات پهلوی از آن حذف شده و برخی واژه های عربی ، ترکی وکردی در آن وارد شده است.» (ویلسون ، ۱۳۶۹: ۵۱ )
پژمان بختیاری نیز در مقاله ای با عنوان « بختیاریها در گذشته ای دور»  در« مجله ی وحید» در این باره می نویسد: « هنگامی که سرگرم تهیه فرهنگ و ترتیب دستور برای گویش بختیاری بودم دریافتم که پیوستگی آن لهجه با زبان پهلوی و آن هم با لسان پارسی باستان خیلی عمیقتر از گویشهای دیگر ایران زمین است از اینرو مطمئن شدم که بختیاریها در پناه جبال سربفلک کشیده و پوشیده از جنگلهای انبوه استقلال گونه ای داشته باشند و خود را از تعرض جهانگیران بویژه بیگانگان حفظ کنند بهمین علت زبانشان تا حدی خالص و نژادشان تقریبا” سالم.» (پژمان بختیاری ، ۱۳۴۴: ۱۴۵ )

در کتاب «فرهنگ بختیاری » به نقل از « لیدو» انگلیسی نیز آمده است: « بختیاریها به یک لهجه ی محلی که معمولا” به زبان لری معروف است تکلم می کنند این لهجه بدون اینکه لغات ترکی و عربی وارد آن شده باشند گونه ای از لهجه تعریف شده فارسی قدیم است که بختیاریها آنرا حفظ کرده اند این لهجه که واقعا” همان زبان مردم ایران باستان است بیشتربه ادبیات معاصر و زبان شاهنامه شباهت دارد.» (خسروی ، ۱۳۶۸: ۲۹۲ )
در کتاب « تاریخ بختیاری» نیز آمده است: « درحقیقت زبانشان ( بختیاریها) همان زبان پهلوی قدیم است که کیان و ساسانیان بدان سخن می گفتند
.»(سردار اسعد ، ۱۳۸۳ :  ۴۹ ) در کتاب « مقدمه ای بر شناخت ایل ها ، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران » نیز در باره ی گویش بختیاری آمده است:  « نزدیکی لهجه شیرین بختیاری با زبان پهلوی به قدری است که زبانشناسان آن دو را از هم جدا نمیدانند و می توان گفت که گویش بختیاری از زبان پهلوی به یادگار مانده است» (افشار سیستانی ، ۱۳۶۶: ۴۸۹ )
بنابراین گویش بختیاری ریشه در زبان پهلوی دارد و از زبان های دیگر فارسی مشتق نشده است « لهجه های لری ، سمنانی و بلوچی از فارسی دری مشتق نشده اند بلکه همه آنها در عرض یکدیگرند و اصل واحدی دارند که به حکم تحول زبان از آن منشعب نشده وهریک به طریقی تغییر یافته اند.» (نا تل خانلری ، ۱۳۳۸: ۴۵۲)   « احسان یارشاطر» در مقدمه ی « لغت نامه دهخدا » ، ضمن تقسیم بندی زبانها و گویشهای ایرانی ، لری و بختیاری را جزء لهجه های جنوبی ایران به شمار می آورد و می نویسد: « سایر لهجه های جنوبی عبارتند از لری ، بختیاری و لکی و فروع آنها که همه را می توان عنوان لری ذکر کرد»(یارشاطر، ۱۳۳۷: ۲۲ ) در کتاب « تاریخ زبان فارسی » نیز آمده است: «در کوهستان بختیاری و قسمتی از مغرب استان فارس قبیله های بختیاری، ممسنی  و بویر احمدی به گویشهایی سخن می گویند که با کردی خویشاوندی دارد اما با هیچیک از شعبه های آن درست یکسان نیست و میان خود آنها نیز ویژگیها و دگرگونیهایی وجود داردکه هنوز با دقت حدود و فوافصل آنها مشخص نشده است اما معمول چنین است که همه گویشهای لری و بختیاری را جزء یک گروه بشمارند.» ( ناتل خانلری ، ۱۳۱۹:  ۲۹۶ )
بطور کلی گویش بختیاری  یکی از گویشهای زبان لری است  و زبان لری در دسته ی زبانهای جنوبی ایران قرار می گیرد. این گویش پیوستگی زیادی با سایر گویشهای لری ازجمله لری لرستان ، لکی و به ویژه با گویشهای مردم کهکیلویه و بویراحمد و ممسنی دارد بطوریکه یک بختیاری می تواند به راحتی با آنان صحبت کند. گویش بختیاری با لهجه های دزفولی و شوشتری که احتمالا” بازمانده ی زبان خوزی می باشند و « مقدسی » در کتاب « احسن التقاسیم »  از آن یاد می کند .(مقدسی ، ۱۳۶۱) و همچنین لهجه ساکنان بهبهان شباهتهای فراوانی دارد.
«خسروی » در کتاب « فرهنگ بختیاری» گویش بختیاری را به سه لهجه شمالی و شمال غربی ، مرکزی و چهارلنگ جنوبی تقسیم می کند ، که با تقسیم بندی رایج در گویش شناسی و لهجه شناسی مطابقت ندارد.  امروزه گویش بختیاری به لهجه های فراوانی تقسیم می شود.  کوهستانی بودن منطقه و صعب العبور بودن آن و در نتیجه دشواری ارتباط با مناطق دیگر، همجواری و تماس با گروههای زبانی مختلف ، تاثیر ونفوذ روزافزون زبان فارسی ، گسترش سواد وهمگانی شدن آموزش و پرورش ، وسعت و گستردگی قلمرو بختیاریها ، موجب شده است که دهها لهجه در این گویش رواج داشته باشد. بختیاریها از جنوب با جامعه عرب زبان و ترک زبان و ساکنان شهرهای دزفول و شوشتر  از شمال غرب و غرب با ساکنان لرستان از شمال با فارسها ، ترکها ، گرجیها  از مشرق با ترکهای قشقائی و ساکنان کهکیلویه وبویراحمد در تماس و هجوار هستند. در میان بختیاریها گروهها ی عرب ، ترک و فارس نیز زندگی می کنند. که خود دلیلی بر تنوع و گوناگونی لهجه های گویش بختیاری می باشد . گاهی طوایف و ساکنان مناطق و روستاها نیز لهجه های خاص خود را دارند که با آن لهجه شناسائی می شوند. در برخی طوایف نیز می توان چند لهجه را به وضوح تشخیص داد. گاهی دو روستای همجوار دو لهجه ی مختلف دارند.
منابع:
۱- اسعد بختیاری ، علیقلی (۱۳۸۳) «تاریخ بختیاری »  تهران ، اساطیر.
۲- افشار. ایرج: «مقدمه ای بر شناخت ایل ها و چادرنشینان و طوایف عشایری ایران»، تهران، ۱۳۶۶
۳- پژمان بختیاری حسین(۱۳۴۴) «بختیاری در گذشته دور»، مجله وحید، شماره۲٫
۴- خسروی، عبدالعلی (۱۳۶۸) « فرهنگ بختیاری»، جلد اول، تهران ، فرهنگسرا.
۵- راوندی، مرتضی(۱۳۵۶) « تاریخ اجتماعی ایران و کهنترین ملل باستان از آغاز تا اسلام» ، تهران ،
امیر کبیر، ،
۶- کیانی ، کیانوش (۱۳۷۰) « ضرب المثلهای بختیاری» ، تهران ، مولف.
۷- مستوفی قزوینی، حمداله،(۱۳۳۶)«تاریخ گزیده»، تهران ، کتابخانه طهوری.
۸- مقدسی. شمس الدین ابوعبدالله(۱۳۶۱) « احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم»، ترجمه علی نقی
منزوی، تهران ، شرکت مولفان و مترجمان ایران.
۹- نا تل خانلری ، پرویز ( ۱۳۳۸) زبان و لهجه ، مجله سخن ، دوره دهم ، شماره ۵ .
۱۰- ناتل خانلری ، پرویز ( ۱۳۱۹) « تاریخ زبان فارسی » ، تهران ، نشر نو.
۱۱- ویلسون، آرنولد(۱۳۶۹) «بختیاری ها»، ترجمه محمد میرزایی، نامه علوم اجتماعی، دوره جدید،
شماره ۵۱٫
۱۲- یارشاطر، احسان ( ۱۳۳۷) « لهجه ها و زبانهای ایرانی » ، مقدمه لغت نامه دهخدا ، تهران ،
سیروس

</

نوشته شده توسط مدير سايت در پنج شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۴:۳۸ ب.ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.