تاریخچه ایل بختیاری

تاریخچه ایل بختیاری
تاریخ بختیاری
تاریخچه ایل بختیاری

سرزمین کنونی بختیاری هزاران سال است، که سکونتگاه گروه‌های مختلف انسانی است. شواهد گوناگون نشان می‌دهد، که سرزمین باستانی قوم لر، ده‌ها هزار سال پیش، مسکونی بوده‌است. منابع و امکانات طبیعی؛ از قبیل: آب، جنگل، مراتع، بارندگی مناسب، آبگیرهای فراوان و درّه‌های مستعد برای کشاورزی، این سرزمین را به یکی از بهترین زیستگاه‌ها و محل تجمع و سکونت گروه‌های انسانی در گذشته، تبدیل نموده بود. بعلاوه این امکانات در بلندی‌های زاگرس و دامنه‌های آن، محیط مناسبی برای رویش نباتات علوفه‌ای و گونه‌های مختلف حیوانات فراهم کرده بود.

کاوش‌های باستان شناسی نشان می‌دهد، که قدمت سکونت انسان در این منطقه، به چهل هزار سال می‌رسد. بازمانده‌های فرهنگی دوران پارینه سنگی، میان سنگی، نوسنگی و شهرنشینی در این ناحیه، به چشم می‌خورد. سرزمین بختیاری، از جمله محدود سرزمین‌هایی است، که انسان برای اولین بار، به اهلی کردن حیوانات و نباتات پرداخته، یا به دیگر سخن، زندگی ده نشینی و کشاورزی را، که لازمه پیدایش تمدن است، آغاز نموده‌است…

در کتاب خلاصه تاریخ هنر آمده‌است، که:

از دوره پارینه سنگی ایران، در کاوش غاری در تنگ پبده (کوه‌های بختیاری در شمال شرق شوشتر)، ابزارها و سلاحهایی از سنگ ناصاف (چکش، پیکان، تیغه و تبرسنگی) و در نواحی همیان و میرملاس و دوشه از توابع لرستان تصاویر جانوران و آدمیان منقوش بر صخره‌های قائم به رنگ‌های سیاه و زرد و سرخ یافت شده‌است، که قدمتشان به حدود ۱۵ هزار سال قبل از میلاد می‌رسد. صاحبان این آثار از راه شکار دسته جمعی و صید ماهی و گردآوری ریشه و بَرِ گیاهان، غذای خود را بدست می‌آورده‌اند.

انسان شناسان معتقدند که، انقلاب بزرگ نوسنگی یا پیدایش کشاورزی و تولید خوراک در نواحی شمال خلیج فارس، تا سوریه اتفاق افتاده‌است، که به هلال حاصلخیز شهرت دارد. کشت نباتات و غلات از این ناحیه آغاز گردید.

تپه ماهورها و دامنه‌های شمال و شمال شرق خوزستان که بخشی از قلمرو قوم لر می‌باشد، با ارتفاع نسبی ۳۰۰ تا ۱۵۰۰ متر و متوسط بارندگی ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلی متر در سال، شرایط مساعدی برای رویش نباتات و کشت غلات فراهم ساخته‌است. در محدوده هلال حاصلخیز قرار دارد. همچنین برخی از حیوانات، بویژه بز در کوه‌های لرستان و بختیاری، اهلی گردید. هنری تی رایت باستان شناس امریکایی در سال‌های ۱۹۷۵ و ۱۹۷۶ میلادی، در شمال شرقی خوزستان، در دشت ایذه و دشتگل، به مطالعات باستان شناسی مبادرت نمود و از حیات مستمر و فعال گروههای انسانی در ۶ تا ۷ هزار سال پیش از میلاد، در این مناطق گزارش داد.

در هزاره پنجم تا سوم قبل از میلاد، در دوره مس و دوره سنگ، شاهد ظهور قوم عیلام هستیم، که از کوه‌ها به دشت سرازیر شده و تمدّن تکامل یافته‌ای را تأسیس نمودند. حدود چهارهزار سال قبل از میلاد مسیح، در سرزمینی که شامل خوزستان، لرستان، پشتکوه و کوه‌های بختیاری است، حکومت عیلام رشد و تکامل یافت. مردم عیلام، دولت خـود را انشان یا آنزان می‌خواندند و ظاهراً به زبان آنزانی تکلم می‌کردند. [۵]

بیشترین آثار برجای مانده از دوره عیلامی، در محدوده شهرستان ایذه قرار دارد، که شامل چندین کتیبه به خط میخی و صدها نقش برجسته بر روی سنگ‌ها، صخره‌ها و کوه‌ها می‌شود و به همین علت، باستان شناسان این منطقه را سرزمین سنگ نگاره‌ها، نام نهاده‌اند. مصنوعات فلزی فراوانی مربوط به عصر آهن ؛ شامل: انواع سلاح‌ها، پیکره‌های کوچک اندام آدمی، ابزارهای مخصوص اسب، سنجاق‌ها و ده‌ها ابزار و وسیله دیگر، در لرستان کشف شده‌است، که از زندگی گروه‌های کثیری از انسانها حکایت دارد.

در هزاره دوم قبل از میلاد، اکوم، حکومت کاسیان را در بخش علیای سرچشمه‌های کارون، در کوه‌های بختیاری، تأسیس نمود.

از حدود ۷۰۰ سال قبل از میلاد مسیح نیز، آریایی‌ها وارد این منطقه شدند و دولت جدیدی تأسیس نمودند.

رومن گیرشمن، باستان شناس فرانسوی، در کتاب ایران از آغاز تا اسلام، می‌نویسد:

پارسیان، در حدود ۷۰۰ سال قبل از میلاد، در پارسوماش، در کوه‌های فرعی سلسله جبال بختیاری در مشرق شوشتر، ناحیه واقع در دو سوی ساحل کارون، نزدیک انحنای بزرگ این شط، پیش از آنکه به سوی جنوب برگردد، مستقر شدند. عیلام دیگر در این زمان آن قدرت را نداشت، که از استقرار آنان در این ناحیه مخالفت کند… چیش پیش پسر و جانشینهخامنش، پیشتر عنوان پادشاه شهر انشان یافته و ناحیه مزبور را تا شمال پارسوماش اشغال کرده بود.

اما با ورود آریایی‌ها به این منطقه، آریایی‌ها تبدیل به قوم غالبی شدند، که فرهنگ و زبان خود را غالب کرده و رواج دادند. محکم ترین دلیل، گویش بختیاری هاست، که امتداد زبان پهلوی رایج، در بین پارسیان قبل از اسلام است. آداب، رسوم و سنن فراوان دیگری نیز، پیوستگی بختیاری‌ها را، با پارسیان روایت می‌کند. تا جایی که برخی از منابع عقیده دارند که، لرها و بختیاری‌ها، بازماندگان قبیله‌های مارافیان و ماسپیان پارسی هستند، که نخستین قبیله‌هایی بودند که به کوروش پیوستند. شاید هم، بازماندگان قبیله اسه گرته (اسه = سنگ، گرته = غار) باشند، که در کوهستان‌هایزاگرس و درون غارها زندگی می‌کردند. 

با به قدرت رسیدن کورش بزرگ در پارسوماش و انشان، از پارسوماش تا استان فارس کنونی، به نام پارس نامبردار شد و در دوره اشکانیان به الیمایید تغییر کرد. دوباره در زمان ساسانیان به پارسهتغییر یافت و پس از زوال ساسانیان، در سده‌های نخستین اسلام، مورخین تازی همه زاگرس نشینان را کرد نامیدند و منطقه آنها را جبال خواندند… !

از سال سیصد هجری قمری به بعد به لر بزرگ مشهور شد و از زمان صفویه به بعد کهگیلویه و بویراحمد، از آن جدا شد و مانده آن به نام بختیاری در جغرافیای ایران نمایان گردید.

دراین باره، دکتر مازیار اشرفیان بناب، که تخصص وی در رشته ژنتیک پزشکی است، می‌گوید:

بر پایه پژوهش‌های ژنتیکی، عموم اقوام و گروه‌های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی (و حتی فراتر از مرزهای سیاسی کنونی ایران) زندگی می‌کنند، با اینکه دارای تفاوت‌های اندک فرهنگی هستند و حتی گاه به زبان‌های گوناگون هم سخن می‌گویند، دارای ریشه ژنتیکی مشترکی هستند. این ریشه مشترک به جمعیتی اولیه که نزدیک به ۱۰ تا ۱۱هزار سال پیش در بخش‌های جنوب باختری فلات ایران ساکن بوده‌اند، بر می‌گردد.

بنابر بررسی‌های ژنتیکی، ایرانیان با اروپایی‌ها، نه به شوند (علت) کوچ اقوامی از اروپا به ایران (در حدود ۴ هزار سال پیش)، که به شوند کوچ کشاورزان ایرانی به سوی اروپا (در حدود ۱۰ هزار سال پیش) است. اسناد تاریخی و باستان شناسی نشان می‌دهد که آریایی‌ها اقوامی کوچنده نبوده‌اند، بلکه از ۱۰ هزار سال پیش، در سرزمین ایران بوده و منشأ بزرگ ترین نوآوری‌های انسان مُدرن بوده‌اند. امروزه شواهد گوناگونی همچون یافته‌های باستان شناسی و ژنتیکی، درستی این فرضیه، که اقوامی از سرزمین‌های دور اروپایی، به فلات ایران کوچ کرده‌اند را، مورد پُرسش قرار داده و آن را رد می‌کند… ! [۹]

برخی انسان شناسان و زبان شناسان اروپایی، برای فرضیه نژادپرستانه خود، که قصد توضیح و توجیه ریشه مشترک و شیوه گسترش زبان‌های هند و اروپایی و حتی برتری نژادی برخی اروپایی‌ها را داشته‌است و برای اصالت بخشیدن به این فرضیه خود، نیاز به یک نام اصیل و باستانی داشته‌اند و نام آریایی، که ریشه در زبان‌های سانسکریت و ایران باستان دارد را، به امانت گرفته و به نوعی مورد سوءاستفاده، قرار داده‌اند.

هم زمانی این سوءاستفاده علمی دانشمندان اروپایی در سده‌های نوزدهم و بیستم میلادی، با سیاست‌های ملی گرایانه وقت و تبلیغات گسترده و آموزش این که؛ ایرانیان ریشه در جمعیت‌هایآریایی اروپایی دارند، در درازای چندین دهه، این باور نادرست را در ایرانیان پدید آورده که، نزدیک ۴ هزار سال پیش، قبایلی که به زبان‌های هند و اروپایی سخن می‌گفته‌اند، از شمال، وارد فلات ایرانشده و جایگزین اقوام بومی ایران شده‌اند و ما ایرانیان امروزی، دنباله این آریایی‌های کوچنده هستیم.

همه ما ایرانیان از آریایی‌هایی هستیم که از بیش از ۱۰ هزار سال پیش، در این سرزمین (ایران) می‌زیسته‌اند و تئوری کوچ اقوامی از اروپای خاوری به ایران (که به نادرست و حتی به عمد توسط شماری از دانشمندان اروپایی نام آریایی بر آن‌ها گذاشته شده) و جایگزینی اقوام بومی توسط آنان، یک فرضیه نادرست و نژادپرستانه وارداتی است.

بنابر یافته‌های دکتر اشرفیان، مردمی که ده تا یازده هزار سال پیش در جنوب غربی ایران (خوزستان، بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، فارس و بوشهر) سکونت داشته‌اند، از نظر ژنتیکی، نیای همه مردم ایران بوده‌اند و فرضیه کوچ آریایی‌ها، خارج از فلات ایران، باطل است و ایران، خاستگاه همیشگی ایرانیان آریایی بوده‌است. 

وجه تسمیه بختیاری

خسرو خان سردار ظفر معتقد است، که بختیاری‌ها در زمان صفویه (۱۳۷۲- ۱۵۰۱ میلادی) به این نام شهرت جسته‌اند.

حسین پژمان بختیاری، شاعر بختیاری، می‌نویسد:

کلمه بختیاری، به تنهایی، خوشبخت معنی می‌دهد و شاید هم بعضی از رؤسای طوایف به این نام شهرت داشته‌اند، که احتمالاً بعدها تمام افراد ایل به این نام شناخته شده‌اند.

برای نخستین بار، حمدلله مستوفی در شمارش تبارهای لر بزرگ از بختیاری‌ها نام برده‌است. تباری که پس از نیرومند شدن آوازه بیشتری یافت و سرانجام به بیشتر سرزمین‌هایی که امروزه محل سکونت لر بزرگ است، چیره شد.

حمدلله مستوفی بختیاری‌ها را از تبارهای بزرگ ایران می‌داند، که به لر بزرگ نیز شناخته شده‌اند.

تقسیم‌بندی مردم لر به لربزرک و کوچک به زمان حکومت هزاراسپیان در منطقه لرستان بازمی‌گردد. نام لر کوچک نیز به مردمان استان لرستان و ایلام امروزی داده شده بود.

احتمال می‌رود واژه بختیاری دگرگون شده واژه باختـری باشد و بختیاری، به معنی باختری‌ها باشد.

برخی نیز بر این باورند که ریشه تباری لرها، از سکاها می‌باشد.

رومن گیرشمن باستان‌شناس سرشناس فرانسوی می‌نویسد:

من جای جای این سرزمین (بختیاری) پا نگذاشته‌ام، مگر اینکه عیلامی را یافته‌ام… !
این نشان از این دارد، که پیش از چیرگی مردمان هند و اروپایی تبار سرزمینی که، هم‌اکنون مردم بختیاری در آن سکونت دارند، جزئی از کشور عیلام بوده‌است.

در آغاز پادشاهی فتحعلی‌شاه قاجار، بختیاری بخشی از خاک استان فارس بود و رود کارون جداکنندهٔ فارس و عراق عجم به‌شمار می‌آمد. از سال ۱۲۵۲ قمری بختیاری، گاهی بخشی از اصفهان و گاهی بخشی از خوزستان بود. نخستین کسی که برآن شد تا تاریخ بختیاری‌ها را به نگارش درآورد، سردار اسعد بختیاری بود که در نگاشته‌های او به نام تاریخ بختیاری به دانسته‌های ارزشمندی درباره بختیاری‌ها بر می‌خوریم.

محل سکونت

بختیاری‌ها، در بخشی از استان‌های چهارمحال و بختیاری و خوزستان، اصفهان و قسمتی از شرق لرستان ساکن هستند.

چهارمحال و بختیاری، شامل: چهار محل، به نام لار، کیار، میزدج، گندمان و سرزمین‌های بختیاری، می‌باشد و از این رو نام آن را چهار محال و بختیاری نامیده‌اند.

سرزمین‌های بختیاری از طرفی شهر سمیرم در استان اصفهان تا شهر دورود در استان لرستان و از طرفی دیگر از شهرستان رامهرمز دراستان خوزستان تا شهر داران در استان اصفهان را در بر می‌گیرد.

این سرزمین‌ها به دو بخش ییلاقی و قشلاقی تقسیم می‌شود.
محل سکونت ییلاق و قشلاق ایل چهارلنگ به دو بخش تقسیم می‌گردد:

  • بخش ییلاقی: یکی در محدوده شهرستان فریدن تا شهرستان دورود و دیگری از شهرستان سمیرم تا لردگان می‌باشد.
  • بخش قشلاقی: یکی در محدوده شهرستان دزفول و دیگری در محدوده شهرستان ایذه و شهرستان رامهرمز می‌باشد.

محل سکونت ایل هفت لنگ نیز به دو بخش تقسیم می‌گردد:

  • بخش ییلاقی: در محدوده شورآب، تنگه گزی و دامنه‌های زردکوه تا اردل به مرکزیت شهرستانهای کوهرنگ و چلگرد می‌باشد.
  • بخش قشلاقی: در محدوده شهرستان اندیکا و شهرستان مسجد سلیمان می‌باشد.

فرهنگ

کوچ ایل بختیاری

اگر چه در دهه‌های آغازین قرن حاضر گروه‌های بسیاری از ایل بختیاری نیز همانند سایر ایل‌ها و عشایر ایران یکجانشین شدند، اما هنوز هم بخشی از ایل‌های بختیاری، کوچ‌رو هستند.

کوچ‌روهای بختیاری زمستان را در دشت‌های شرق خوزستان و تابستان را در بخش‌های غربی چهارمحال و بختیاری به سر می‌برند. به مسیرهای کوچ در اصطلاح ایل راه می‌گویند.

هنر تیراندازی

مهرزاد قنبری سرداراکبری طی مقاله‌ای دراین یاره می‌گوید:

مردان دلاور و سخت کوش ایل بختیاری از دیر باز در نزد ساکنان فلات ایران به سوار کاری و تیراندازی شهره بودند. چنانکه رسته برجسته تیر اندازان ارتش ایران در دوره‌های صفوی، افشاریه، زندیه و قاجار از نخبگان تیراندازان ایل بختیاری تشکیل می‌شد.

امروزه نیز هر خانوار از عشایر بختیاری حداقل یک قبضه اسلحه (مجاز) در اختیار دارد تا علاوه بر شکار و حفظ کیان ایل، بتواند در مواقع لزوم به استفاده از مهارت خود به دفاع از مرزهای میهن مبادرت نماید.

بزرگان ایل اول فنی را که به فرزندان خود می‌آموزند همانا تیر اندازی و سوارکاری است. تیر اندازان بختیاری گاه چنان در این فن مهارت پیدا می‌کنند که می‌توانند سواره و به تاخت روی دو پا بایستند و شیء متحرک را هدف قرار دهند.

از جمله دلاورمردیهای تیر اندازان و سوار کاران بختیاری می‌توان نقش انکارناپذیر ایشان در قیام مشروطه، فتح تهران و همچنین در طول هشت سال جنگ ایران و عراق اشاره کرد.

شیرهای سنگی

شیرهای سنگی از نمادهای فرهنگ مردم بختیاری است، که در گویش لری، برد شیر گفته می‌شود. بختیاری‌ها معمولاً بر سر مزار جوانان، پهلوانان و بزرگان خود شیر سنگی قرار می‌داده‌اند.

شیر سنگی، تندیس‌هایی از جنس سنگ‌اند که در گذشته توسط سنگ‌تراش‌های ایل بختیاری در ایران، در استان چهارمحال و بختیاری و شمال استان خوزستان به شکل شیر تراشیده می‌شدند و به نشانهٔ شجاعت، دلاوری و ویژگی‌هایی چون هنرمندی در شکار و تیراندازی در جنگ و مهارت در سوارکاری، بر آرامگاه بزرگان قوم خود قرار می‌دادند.[۱۴]

موسیقی

موسیقی مردم بختیاری را می‌توان شاخه‌ای از موسیقی لری دانست.

این موسیقی به وسیله سازهایی مانند سرنا و کُرنا و کوس و سازهای بادی کوچکتر از سرنا و کرنا نواخته می‌شود.

توشمال که سرپرستی موسیقی را در ایل بر عهده دارند، اکنون هم در مجالس عروسی و مراسم سوگواری، وظیفه اجرای موسیقی‌های محلی مردم بختیاری را بر عهده دارد.

گویش بختیاری
گویش بختیاری یا گویش لری بختیاری، گویش مردم بختیاری است. گویش بختیاری از جمله گویش‌های جنوب غربی ایران و یکی از شاخه‌های گویش لری به شمار می‌رود.

این گویش تفاوت‌های اندکی با سایر شاخه‌های گویش لری از جمله لری خرم‌آبادی و لری بویراحمدی دارد.

گویش بختیاری به طور کلی به چهار دسته تقسیم می‌شود:

  • گویش بخش خاوری که تحت تأثیر لری کهگیلویه‌است.
  • گویش منطقه جنوبی که تحت تأثیر گویش طایفهٔ بهمئی بوده‌است.
  • گویش منطقه چهارلنگ
  • گویش بخش میانی

تن پوش

پوشش زنان

۱. پوشش سر لچک و می‌نا:

لچک کلاهی است که زیر مینا استفاده و با انواع سکه‌های قدیمی، مروارید، سنگ و پولک تزیین می‌شود و انواع گوناگون دارد. سیخکی، ریالی، صدف، که رایج‌ترین آن ریالی می‌باشد که از سکه‌های قدیمی استفاده می‌شود.

۲. می‌نا:

روسری از جنس حریر و ابعاد بسیار زیاد به شکل مستطیل است که به‌صورت بسیار ویژه‌ای به سر می‌کنند. مینا را با سنجاق محکم توسط بندی از یک‌سوی لچک به‌سوی دیگر آن از پشت سرشان می‌آویزند که به آن سیزن گفته می‌شود و بعد موهای جلوی سر را تاب می‌دهند و از زیر لچک بیرون می‌آورند و در پشت مینا پنهان می‌کنند وآن موها را ترنه می‌نامند و با مهره‌هایی با رنگ‌های گوناگون آن را تزئین می‌کنند که جلوه‌ای خاص به زیبایی مینا می‌دهد.

۳. تن‌پوش زنان بختیاری:

پیراهنی است به نام جومه یا جوه این پیراهن معمولاً دو چاک در اطراف کمر دارد و تا پایین کمر می‌رسد و زیر آن دامن بسیار پرچینی به نام شولارقری می‌پوشند که برای تهیه آن گاه از ۸ تا ۱۰ متر پارچه استفاده می‌شود.

۴. جلیقه:

روی پیراهن پوشیده می‌شود که از جنس مخمل است. همچنین زنان بازوبندی (بازی‌بند) نیز بدست می‌کنند که با مهره‌های رنگی و سنگ تزیین می‌شود. البته استفاده از آن خیلی عام نیست و بیشتر در عروسی پوشیده می‌شود.

۵. پوشش پایین تنه:

از شلواری معمولی و گیوه استفاده می‌شود.

رنگ لباس زنان بختیاری، الهام گرفته از طبیعت است. زنان و دختران جوان در رخت‌های خود از رنگ‌های روشن استفاده می‌کنند و رنگ لباس خانم‌های مسن به دلیل احترام به سن و سال آن‌ها تیره‌است.

پوشش مردان

۱. سرپوش مردان بختیاری کلاهی نمدی است به رنگ‌های مشکی، قهوه‌ای روشن و تیره و سفید که به آن کلاه خسروی هم گفته می‌شود. در ابتدا خوانین کلاه سفید رنگ خسروی بسر می‌گذاشتند اما بعد از اینکه رضا شاه آنان را تخت قاپو کرد آنان را نیز از پشیدن لباس بختیاری نیز منع کرد، به همین دلیل به مرور زمان کلاه سفید جای خود را به کلاه سیاه مردم عادی داد. امروزه دیگر کودکان کلاه سفید خسروی بسر می‌گذارند. کلاه خسروی همانطور که از نامش پیداست، طرحش از کلاه خسروان، پادشاهان ساسانی است که این خود نشان دهندهٔ قدمت تاریخی فرهنگ منطقه می‌باشد.

۲. در ابتدا مردان بختیاری بالاپوشی به نام قـَبا داشتند که از کنار چاک داشت و هینطور از آستینهای فراخی برخوردار بود، اما بعد منع لباس توسط رضاشاه، بالا پوشی بنام چوقا که راعیت آنرا می‌پوشید متداول شد که دست باف زنان عشایر است. چوقا از پشم بز به دو رنگ سیاه و سفید تهیه می‌شود و خاصیت ضد باران دارد، گرما را در زمستان نگه‌می‌دارد و در تابستان رطوبت و خنکی را حفظ می‌کند. نقش‌های چوقا، ستون‌هایی کوتاه و بلند هستند و طرح این ستون‌ها رااز ساختمان‌های دوره هخامنشی می‌دانند. قبا برگرفته از طراحی اشکانی است.

۳. برای پوشش پایین تنه از شلواری به رنگ مشکی استفاده می‌گردد که شلواری گشاد و بسیار آزاد است. در این سالهای اخیر به دلیل استفاده از محصولات پارچه‌ای کارخانه دبیت منچستر انگلستان به آن شلوار دبیت نیز گفته می‌شود. پوشش پا گیوه‌است که در تابستان رطوبت و خنکی را حفظ می‌کند و در زمستان گرما را نگه می‌دارد. از مجسمه برنزی که در ایذه مالمیر بختیاری کشف گردیده مجسمه مردشمی درموزه ایران باستان [۱۵]، چنین به‌نظر می‌رسد که این شلوار نیز از البسهٔ دوران اشکانی باشد.

مهرزاد قنبری سرداراکبری تاریخچه و منشأ لباس مردان بختیاری را چنین تفسیر می‌کند:

جامهٔ مردان بختیاری اصیل ترین نوع پوششی است، که پیشینه آن به دوران باستانی ایران باز می‌گردد…

این جامه دیرینه، از چهار بخش تشکیل شده که نام و تاریخچه هر کدام بدین شرح است:

۱. کلاهی سیاهرنگ و استوانه‌ای شکل که (کیخسروی) نامیده می‌شود. این کلاه نخستین بار در نقوش حجاری شده در کاخ‌های تخت جمشید دیده شده‌است که سربازان و بزرگان مادی بر سر می‌گذاشتند و نیز در نقوش بازمانده از عهد باستان (حجاری‌های تنگ چوگان کازرون و مرودشت و نقش رستم فارس) کلاهی با همین مشخصات بر سر بزرگان نمایان است.
۲. تن پوش دیگر مردان بختیاری ردایی بلند است که آن را چوقا(چوخا)می‌نامند که بر اساس تحقیقات جدید نقوشی که در پس و پیش آن ترسیم شده الهام گرفته شده از زیگوارات چغازنبیلاست که در واقع نام چوقا، از واژه چغازنبیل گرفته شده‌است. این ردای بلند، اولین بار مورد استفاده مادها قرار گرفت (که تصاویر آن بر گور دخمه‌های مادی موجود است) همچنین در بعضی از حجاریهای عهد ساسانی بر تن بزرگان دیده می‌شود.
۳. شلوار بختیاری که بسیار گشاد است از پارچه‌ای موسوم به دبیت سیاه رنگ است از نوع این شلوار نیز بر نقوش باقیمانده از بابک پدر اردشیر ساسانی مشاهده شده‌است (واقع در مرو دشت فارس) که مشخصات آن منطبق است با شلوار بختیاری.
۴. گیوه یا کفش بختیاری: بر تصاویر بازمانده از پادشاهان هخامنشی این نوع کفش بر پای پادشاهان پارسی نمایان است. بطور کلی پوشش مردان بختیاری بیش از دو هزار و هفتصد سال قدمت دارد که این بیانگر آنست که بختیاریان همان طور که زبان، نژاد و فرهنگ خود را از اختلاط و دست اندازی مصون داشته، پوشش و لباس خود را نیز محفوظ و اصیل نگاه داشته‌اند.

سرشناس‌ها

سردار اسعد بختیاری

صمصام السلطنه (در میانه تصویر)

  • سردار اسعد بختیاری از سران انقلاب مشروطه و فاتح تهران
  • صمصام السلطنه نجفقلی خان بختیاری نخست وزیر دولت مشروطه ایران
  • حسینقلی خان ایلخانی مقتدرترین ایلخان بختیاری
  • ابراهیم خان ضرغام السلطنه از سران انقلاب مشروطه و فاتح اصفهان
  • علیمرادخان ممیوند چهارلنگ رهبرانقلاب بختیاری در برابر نادرشاه
  • ابوالفتح‌خان بختیاری یکی از اعضای شورای سه نفره حکومتی با کریم‌خان زند
  • اسدخان بختیاروند خان بختیاری در زمان فتحعلی شاه قاجار
  • محمد تقی خان بختیاری رییس ایل بختیاری در زمان فتحعلی شاه قاجار
  • علیمردان خان بختیاری استبداد ستیز بختیاری در زمان رضاشاه پهلوی
  • جعفر خان سردار بهادر از فرماندهان انقلاب مشروطه، وزیر جنگ قاجاریه، وزیر پست و تلگراف در زمان رضاشاه پهلوی
  • امامقلی خان حاجی ایلخانی برادر حسینقلی خان ایلخانی و ایلخان بختیاری بود
  • خسرو خان سردار ظفر از سران انقلاب مشروطه و برادر کوچکتر سردار اسعد بختیاری
  • شاپور بختیار آخرین نخست وزیر ایران در دوره پهلوی
  • امیر مفخم بختیاری فرمانده قشون نظامی ایران در زمان قاجاریه و از سران انقلاب مشروطه
  • ثریا اسفندیاری بختیاری ملکه سابق ایران در زمان پهلوی دوم
  • محمد رضا خان سردارِ فاتح از سران انقلاب مشروطه و پدر شاپور بختیار
  • غلامحسین خان سالار محتشم از سران انقلاب مشروطه
  • اسفندیار خان بختیاری برادر ارشد سردار اسعد بختیاری و ایلخان بختیاری بود
  • سلطان محمد خان سردار اشجع از سران انقلاب مشروطه
  • علیمردان خان چهارلنگ نایب السلطنه ایران پس از مرگ نادرشاه
  • بی‌بی مریم بختیاری از زنان فعال در انقلاب مشروطه و معروف به سردار مریم بختیاری
  • ابوالقاسم خان بختیار استبداد ستیز بختیاری درعصر محمدرضا شاه
  • مهدی خان اورک شجاع‌ترین پهلوان بختیاری
  • قیصر امین پور شاعر
  • امیدعلی شهنی کرم‌زاده ریاضی دان برجسته ایرانی و دارنده عنوان چهره ماندگار
  • مسعود بختیاری خواننده فلکلور بختیاری (بهمن علاءالدین)
  • داراب افسربختیاری از شاعران بختیاری که به گویش بختیاری شعر سروده‌است
  • حسین پژمان بختیاری شاعر
  • محسن رضایی سیاستمدار و فرمانده سپاه ایران در جنگ ایران و عراق
  • مهدی کروبی سیاستمدار و رییس دو دوره مجلس شورای اسلامی
  • احمد کروبی روحانی و سیاستمدار (پدر مهدی کروبی)
  • امیدوار رضایی سیاستمدار و نماینده چهار دوره مجلس شورای اسلامی
  • تیمور بختیار اولین رئیس ساواک در حکومت پهلوی
  • جمشید چالنگی مجری تلویزیون صدای آمریکا و نویسنده و مترجم
  • بهرام مشیری محقق و نویسنده
  • فریدون مشیری شاعر
  • فریناز کوشانفر دارنده عنوان مخترع جوان سال ۲۰۰۸
  • دکتر ابوالقاسم بختیاری اولین ایرانی که در آمریکا مدرک دکترا گرفت!
  • بهرام عکاشه متخصص زلزله شناسی و پدر زمین شناسی ایران
  • رضا نقشینه متخصّص آسیب‌شناس دام‌پزشکی و دارنده عنوان چهره ماندگار
  • سهراب بختیاری زاده بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران
  • میلاد میداوودی بازیکن تیم ملی فوتبال ایران
  • بهزاد غلامپور سنگربان سابق تیم ملی فوتبال ایران
  • صفر ایرانپاک بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران
  • ایرج سلیمانی بازیکن و مربی سابق تیم ملی فوتبال ایران
  • ایمان مبعلی بازیکن تیم ملی فوتبال ایران
  • هدایت ممبینی داور بین المللی فوتبال
  • نواب نصیرشلال ورنه بردار دارنده مدال نقره المپیک لندن
  • افشین نوروزی پینگ پنگ باز تیم ملی ایران و دارنده عنوان قهرمان آسیا
  • پژمان منتظری بازیکن تیم ملی فوتبال ایران
  • سیروس رادمنش شاعر
  • امید خواننده مقیم امریکا
  • سیاوش شمس خواننده مقیم امریکا
  • یاس خواننده (یاسر بختیاری)
  • پروین عالی‌پور خواننده و وکالیست
  • رودابه بختیار مُجری تلویزیون فاکس‌نیوز
  • داور اردلان تولید کننده سازمان ان پی آر
  • علی دهکردی بازیگر سینما
  • بهنوش بختیاری بازیگر سینما و تلویزیون
  • شقایق دهقان بازیگر سینما و تلویزیون
  • علیرضا اوسیوند بازیگر سینما و تلویزیون
  • رسول نجفیان بازیگر و خواننده
  • حمید گودرزی بازیگر سینما و تلویزیون
  • خلیل اسفندیاری فرزند اسفندیار خان و پدر ثریا اسفندیاری
  • میرزا هدایت الله آشتیانی پدر محمد مصدق نخست وزیر سابق ایران
  • امیررضا امیربختیار زندانی سیاسی در حکومت جمهوری اسلامی و از نوادگان سردار اسعد بختیاری
  • رضا نوروزی بازیکن تیم ملی فوتبال ایران
  • آرش افشین بازیکن تیم ملی فوتبال ایران
  • مجید باقری‌نیا بازیکن و مربی فوتبال
  • حشمت‌الله طبرزدی فعال و زندانی سیاسی
  • هلن جفریز بختیار
  • لاله بختیار اسلام‌شناس
  • هرمز علی‌پور شاعر
  • سید صفدر حسینی وزیر امور اقتصاد و دارایی و وزیر اسبق کار
  • سید شکرخدا موسوی نماینده اهواز در مجلس شورای اسلامی
  • البرز حاجی‌پور داور فوتبال
  • محمد ایوبی نویسنده و داستان نویس
  • منوچهر شفیانی نویسنده (بنیانگذار ادبیات داستانی رئالیسم کارگری در ایران)
  • بهرام حیدری نویسنده
  • علی‌مراد فدایی‌نیا نویسنده (مهم‌ترین داستان‌نویسان فرم‌گرا)

اعیاد ملی و مذهبی

بختیاری ها برای اعیاد ملی و مذهبی به ویژه عید نوروز و مراسم سیزده بدر و بزرگداشت تولد ائمه اطهار و حضرت پیغمبر (ص) اهمیت خاصی قائلند. محل چادرهای خود را تغییر می دهند و در محلی سبز و خرم که دارای آب کافی باشد، مستقر می شوند. شب عید در چادرهای خود می مانند، ولی روز اول عید با لباس های مخصوص خود، کلاه های لری را کج به سر گذاشته و به دید و بازدید می پردازند. بختیاری ها معتقدند لباس سیاه عزا را حتما باید تا قبل از نوروز از تن در آورد، زیرا در غیر این صورت باروری و نعمت از طایفه رخت بر خواهد بست.•

سوگ ها و عزاها

مراسم سوگواری در میان بختیاری ها اهمیت خاصی دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازی برگزار می شود که احتمالا نشانه انس و الفت و همبستگی عمیقی است که میان آنها وجود دارد. این اهمیت هم در عزاداری های مذهبی و هم در عزاداری های خصوصی به بارزترین شکل مشهود است. عزاداری برای ائمه اطهار به ویژه در ماه محرم مثل تمام نقاط ایران با شکوه برگزار می شود. دسته های زنجیرزنی، سینه زنی و حضور در مراسم مساجد و تکایا از جمله جلوه های برگزاری اینگونه مراسم است.برگزاری مراسم عزاداری خانوادگی نیز جالب توجه است. در ایل بختیاری وقتی کسی فوت کند، ایل یکپارچه غرق غم و ماتم می شود و لحظه ای صاحب عزا را رها نمی کنند،(چوقا) از تن بیرون می کنند و لباس سیاه می پوشند. بعد از غسل متوفی، سید همراه ایل (سید پیر شاه) یا (سید امامزاده) های اطراف مسیر و مکان کوچ و استقرار را خبر می کنند تا بر مرده نماز میت بگذارند و سپس مرده را به خاک می سپارند. خاک که گودی گور را پر کرد، مردها در فاصله دور می ایستند و زن های ایل به دور گور حلقه می زنند، گریه سر می دهند و همراه با مرثیه که (گاگریو) گفته می شود به شرح حال زندگی مرده می پردازند. در این هنگام توشمال ها آهنگ غم انگیزی به نام (چپی) می نوازند. بعد از این مراسم (خیرات) شروع می شود. صاحب عزا چادر سیاهی بر پا می کند، مردم ایل تیره به تیره، طایفه به طایفه، برای دلداری صاحب عزا می آیند و (سرباره) می آورند. سرباره مخارج عزاداری صاحب عزا را کاهش می دهد. این مراسم تا یک سال به طول می انجامد، چرا که شاید تیره یا طایفه ای در مسافت های دور باشد و یا امکان حضور به موقع پیدا نکرده باشد. وقتی کلانتر یا یکی از سرشناسان ایل بمیرد، مراسم خاصی انجام می شود. بدین ترتیب که زین و برگ اسب یا اسبانی را با پارچه سیاه می پوشانند و بر گردن اسب نیز پارچه های رنگین که یک سر آن بر زین و سر دیگرش روی پیشانی اسب است به بند دهنه می بندند، سپس اسب را در حالی که دهنه آن به دست یک نفر است در محوطه امامزاده می گردانند. این پارچه را (یال پوش) می گویند. چوقا و تفنگ متوفی را نیز روی اسب می بندند.•

رقص های محل

یدر استان چهارمحال و بختیاری در مواقع برگزاری جشن ها و سرورها رقص های متنوعی اجرا می گردد که از معروفترین آنها رقص عروسی، رقص دستمال، رقص آرام، رقص تند و رقص مجسمه است.

صنایع دستی

صنایع دستی بختیاری ها، ویژگی ها و مختصاتی دارد که با انواع تولیدات مشابه به دست دیگران قابل تمیز دادن است بخشی از این ویژگی ها به این شرح است:ـ فعالیت در رشته صنایع دستی کاری است صد در صد زنانه که تمام مراحل آن را زنان و دختران انجام می دهند و مردان در تولید آنها هیچ نقشی ندارند.ـ صنایع دستی بختیاری فقط انواع بافت ها را شامل می شود. تقریبا اغلب زنان و دختران ایلیاتی با آنها آشنایی دارند.ـ بافندگان معمولا از نقشه برای بافتنی استفاده نمی کنند مگر اینکه به قصد تفنن بخواهند محصولی شبیه به فرآورده های دیگر داشته باشند. یا وقتی سفارشی برای مشتری دریافت کنند که ملزم به اجرای نقش و طرح پیشنهاد شده مشتری باشد. پس به طور کلی نقش هایی که برای تزیین بافته ها به کار می برند ذهنی است.ـ معمولا از مواد اولیه تولید شده توسط خودشان بهره می گیرند و در موارد محدودی از نخ پنبه ای کارخانه ای به عنوان تار بافته هایشان استفاده می کنند.ـ از امتیازات تولیدات بختیاری ها، عدم تشابه و ناهمانندی کارهایشان است و این به دلیل عدم استفاده از الگو و مدل برای نقوش تولیداتشان است. تنوع و گوناگونی رنگ و نقش در بافته های زنان و دختران بسیار زیاد است و کمتر می توان دید که بافنده ای دو یا چند محصول یک اندازه و یک نقش با رنگ واحد تولید کند.ـ بافندگان محلی از دارهایی استفاده می کنند که به صورت افقی است.  ـ نقش ها و طر ح هایی که در قالیبافی منطقه به کار می رود عبارتند از نقشه های خشتی، بید مجنون، ترنج، طاووس، سرو، کاج، گلدان، و گل چالشتری.

انواع بافته های عشایربختیاری :

در چهارمحال و بختیاری، صنایع دستی متنوعی وجود دارد که عشایر از مواد اولیه تهیه شده از طریق دام هایشان به مصرف ریسندگی و بافندگی می رسانند. این دسته از هموطنان بر مبنای مختصات زندگی اجتماعی شان که خود تولیدی و خود مصرفی را ایجاب می کند، محصولات متنوع و متعددی تولید می کنند که برخی از آنها عبارتند از: لی، هورژین (خورجین)، قالی، خرسک، سیاه چادر، چوقا، موج، وریس، نمکدان (کیسه ای جهت نگهداری نمک)، سفره آردی ، هور (خورج)  در زیر به تعدادی از این بافت ها اشاره می شود:هورژین ـ خورجین یا به گویش بختیاری «هورژین» از صنایع دستی مهم عشایر بختیاری است که به دست زنان ایلیاتی روی دارهای افقی بافته می شود. خورجین پوششی تزیینی است که وسایل زندگی عشایر در آن قرار می گیرد و چون در هنگام کوچ و در زمان زندگی در سیاه چادر در معرض دید قرار دارد جنبه زیبا شناختی و تزیینی و اعتقادی قوم بختیاری در نقوش و بافت آن تجلی می یابد. خورجین حکم صندوقچه ای را دارد که با اتصال بندینک های آن به یکدیگر و زدن قفل به آخرین بندینک در آن کاملا بسته شده و قابل حمل روی چاپار می شود. (هنگام کوچ) یا در گوشه ای از چادر(به هنگام اطراق) قرار می گیرد. معمولا از نقوش هندسی برای تزیین خورجین استفاده می شود. لبه های طرفین کیسه ها ی خورجین پس از دوخت با موی بز شیرازه دوزی می شود. «چرک» یا تار خورجین از نخ پنبه و پود آن در قسمت های مختلف تماما از پشم است.طرح کلی آن که چند نوع تکنیک بافت در آن به کار می رود شبیه به قطعه کف پوشی است که یک قسمت آن (روی هر طرف) دارای بافت رندی «رندی بافت» و قسمت دیگر (پشت هرطرف) دارای بافت ساده و قسمتی دیگر با تکنیک «گندی بافت» مانند قالی بافته می شود و این قسمت قالی باف در پایین و گوشه های خورجین قرار می گیرد تا به هنگام کوچ در ایل راه ها و در برخورد با سنگ های کوهستان مقاومت بیشتری داشته باشد. قطع خورجین پس از دوخت در حدود یک متر در ۷۰سانتیمتر می شود.هورژ (خورج) و مهده ـ هورژ (خورج) بافته ای است که از وسایل زنان محسوب می شود. یک کیسه دوطرفه که دو روش ساده بافت و قالی باف در آن به کار رفته است. تکنیک ساده بافت در قسمت پشت هر طرف از کیسه ها و تکنیک ساده بافت در قسمت روی هر طرف از کیسه ها. هورژ نیز از هر طرف به طور جداگانه قفل و کلید می شود. اندازه هورژ کوچک تر از هورژین است و از بافته هایی است که منحصرا در ایلات مصرف دارد.مهده در ایل بختیاری جزو وسایل زنان محسوب می شودکه وسایل خودرادر آن جای می دهد. پس از اتمام بافت، از یک ضلع تا زده می شود و با موی بز آن را می دوزند. مهده نیز مانند هورژ قفل و کلید دارد. از مهده گاهی اوقات به جای بالش ویابه قول خود بختیاری ها زیرگوشی استفاده می شود.تی یر یا نمکدان ـ بافته ای است مرکب از سه روش ساده، رندی، گندی(بافت گره ای) در ابعاد ۶۰ تا ۴۰ سانتیمتر که در آن نمک می ریزند. تارو پود مابین رجهای رندی بافت و گندی بافت از جنس پنبه و بافت قسمت رندی و گندی پشمی است . روی نمکدان رندی بافت و قسمت پایینی آن، سه تا پنج سانتیمتر به سبب سایش کمتر ته نمکدان، گندی بافت است. پشت نمکدان ساده بافت است. دوطرف نمکدان با موی بز بافته می شود وروی شانه ها، تارهای اضافی دسته دسته به هم پیچیده یا گیس بافی شده یا به صورت منگوله تزیینی در می آید.سرفه آردی یا سفره آردی ـ نان، غذای اصلی عشایر بختیاری را تشکیل می دهد و آرد که ماده اولیه پخت نان است بسیار مقدس است و به طور گندم که قوت اصلی عشایر بختیاری است بسیار مقدس و از منزلت بالایی برخوردار است. پس نان باید جایگاه خاصی برای خود داشته باشد. به همین دلیل سفره مخصوصی برای آن بافته می شود که در گویش بختیاری به «سرفه آردی» معروف است. سفره آردی دارای بافت گلیمی یک رو یا رندی بافت است که گاهی وسط آن ساده بافت با حاشیه ای نقشدار است

 

پانویس

  1. ↑«اطلاعات استانی». وب‌گاه سازمان آمار ایران. بازبینی‌شده در ۱۸ فروردین ۱۳۹۱.
  2. ↑«بختیاری». دانشنامه جهان اسلام. بازبینی‌شده در ۲۹ دی ۱۳۹۰.
  3. ↑ امان الهی بهاروند. اسکندر: قوم لر، انتشارات آگاه، تهران، ۱۳۷۴.
  4. ↑ مرزبان، پرویز: خلاصه تاریخ هنر ؛ انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹ شمسی، چاپ هفتم.
  5. ↑ راوندی، مرتضی: تاریخ اجتماعی ایران و… ؛انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۵۶.
  6. ↑ گریشمن، رومن: ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران؛ ۱۳۷۲، چاپ دهم.
  7. ↑ ویلسون، آرنولد: بختیاری ها، ترجمه محمد میرزایی، نامه علوم اجتماعی، دوره جدید، شماره ۱، ۱۳۶۹.
  8. ↑ بنه وار من، ایل من: علی بهرامی آسترکی
  9. ↑ هفته نامه امرداد، شماره ۲۷۷
  10. ↑ اشرفیان بناب، هفته نامه امرداد، شماره ۲۷۷
  11. ↑ علی بهرامی آسترکی، بنه وار من ایل من
  12. ↑ حمدالله مستوفی. تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوایی. تهران، ۱۳۳۹
  13. ↑ گریشمن، رومن: ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران؛ ۱۳۷۲، چاپ دهم.
  14. ↑«بزرگترین شیرسنگی‌های ایران…», خبرگزاری میراث فرهنگی.
  15. ↑ همان مجسمه بلندقامت]] که یک دست ندارد

 

نوشته شده توسط مدير سايت در چهارشنبه, ۱۴ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۱۴ ق.ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.