بررسی و تحلیل فیلم علف به عنوان نخستین اثر مستند مردم نگارانه ایران

بررسی و تحلیل فیلم علف به عنوان نخستین اثر مستند مردم نگارانه ایران

(( بررسی و تحلیل فیلم علف به عنوان نخستین اثر مستند مردم نگارانه ایران ))

 

 

 به کوشش : اسماعیل رشنوئی

 

 

چکیده

سرزمین پهناور ایران با تنوع جغرافیایی و قومی که دارد، از دیرباز زمینه بسیار گسترده ای برای بحث های مردم شناسی برای فیلمسازان داخلی و خارجی بوده است. اقوام متعدد با زبان های متنوع، لهجه ها و گویش های متفاوت، آئین و مراسم مشترک مذهبی، با اندک تفاوتی در شکل اجرای این آئین ها، گونه های متفاوت تقابل فرهنگ ها، شیوه های گوناگون امرار معاش و موارد متنوع فرهنگی و قوم پژوهشی برای محققان علوم اجتماعی گسترده ای بسیار غنی برای فیلمهای مردم شناسی در این نقطه از خاک جهان فراهم آورده است.

به عنوان نمونه مقوله کوچ و شیوه زندگی عشایر ایران از دهه های پیش از انقلاب مورد توجه مردم شناسان و فیلمسازان داخلی و خارجی بوده است. تا به امروز فیلمهای قابل توجهی در باره کوچ عشایر ایران و شیوه زندگی آنها ساخته شده است.

با این وجود برخی از فیلمسازان در به تصویر در آوردن زندگی عشایر بیش از آن که با نگاهی مردم نگارانه به وضع کوچ و زندگی آنها توجه نشان دهند، نگاه خود را بیش تر معطوف به جنبه های توریستی، سیاحتی، حماسه پردازی ساخته اند. از جمله مواردی که باعث دور شدن از مباحث مردم نگاری می گردد می توان به عدم بهره گیری کافی فیلمساز- نویسنده از دانش مردم شناسی، نداشتن پیشینه لازم، نگاه تصنعی و گاه حماسه پردازی اشاره کرد.

نخستین نمونه این نوع نگاه، اولین فیلم مستند مردم نگارانه ایران « علف » ساخته مریان سی کوپر و ارنست بی شود ساک است که در سال ۱۹۲۴ ساخته شده است.

نویسنده این مقاله سعی دارد که با نگاهی دقیق تر و با استفاده از منابع متعدد به بررسی این فیلم مردم نگارانه بپردازد. در خصوص اهمیت و نیاز به این پژوهش باید چند نکته را بیان داشت. فیلم علف به دلیل:

۱- امروز قدمت ساخت آن ( سال ۱۳۰۲ شمسی )

۲- ارزش های سینمایی و جایگاهی که در تاریخ سینمایی ایران و جهان کسب کرده

۳- تصویری که در ۹۰ سال پیش از عشایر ایران ارائه داده و محور بحث های مردم شناسی- مردم نگاری گردیده است.

۴- و در آخر این که به چه دلیل عوامل ساخت فیلم به ایران آمده و آیا نگاه خاص شخصی و سیاسی در آن دخیل بوده، از عوامل مهم و مورد بررسی این پژوهش است.

 

مقدمه

فیلم مستند

فیلم مستند فیلمی است که با واقعیات سروکار دارد، نه با قصه های تخیلی و می کوشد واقعیات را چنان که هست به نمایش در آورد و از دستکاری در آن بپرهیزد. این فیلمها با آدمها، مکانها، رویدادها و فیلم ها صادق است، این است که آنها می کوشند حسی از واقعی بودن آنچه را می بینیم و می شنویم به ما القاء کنند. [ کینگز برگ، ۱۳۷۹: ۲۲۳ ].

فیلم مستند ( Documentary ) که فیلم غیر داستانی و گاه غیر تخیلی نیز نامیده می شود، به گونه ای از فیلم اطلاق می شود که متکی بر اسناد و موضوع واقعی است. نخستین بار واژه « Documentary »  را منتقد، فیلمساز، نظریه پرداز و بنیانگذار سینمایی مستند انگلستان، جان گریرسون، پس از دیدن فیلم موآنا اثر رابرت فلاهرتی، مستندساز آمریکایی در سال ۱۹۲۶ به کار برد. از دیدگاه گریرسون این نوع سینما وظیفه است تا از طریق ارائه مدارم، از طریق مشاهده و بررسی دقیق موضوع، به تعلیم مخاطبان فیلم بپردازد(عادل، ۱۳۷۹: ۱۳و۱۴ ).

ثبت رویداد در محل، زمان و با شخصیتهای واقعی از دید و تحلیل فیلمساز به مفهوم انتخاب واقعیت بر پایه محور و پیام و تم فیلم، یا حتی بازسازی محققانه رویداد را فیلم مستند گویند ( فلاهرتی، فارابی، ۲۵:۱۴۶).

 

مردم شناسی

طبقه بندی و تجزیه و تحلیل انسان و اجتماع، از لحاظ توصیفی و تاریخی و طبیعی (جسمانی). سهم اختصاصی آن در تحقیق پیوندهای روابط اجتماعی انسان، مفهوم متمایز و مشخص فرهنگ است. (مصاحب، ۲۷۴۱:۱۳۸۷)

مردم شناسی علمی است که از دل علوم اجتماعی ریشه می گیرد و پیدایش آن به نیمه دوم قرن نوزدهم باز می گردد. این دانش با اصطلاحات متفاوتی چون قوم شناسی، قوم نگاری، انسان شناسی، بوم شناسی، قوم پژوهشی و غیره نام گذاری شده است. ریشه این اصطلاح در زبان انگلیسی واژه آنتروپولوژی ( anthorpolog) و در زبان فرانسه ( athnology) است. (امامی، ۱۳۸۵: ۷).

این مقاله با هدف بررسی و تحلیل فیلم مستند علف از دیدگاه مردم نگارانه نگاشته شده است. در خلال بررسی نیز به نقاط قوت و ضعف فیلم از دیدگاه سینما- مردم نگارانه، انگیزه مهاجرت فلیمساز و عوامل آمریکایی به ایران، تصویر ارائه شده از مردم کوچروی ایران و جایگاه امروز فیلم در تاریخ سینما اشاره هایی خواهد شد.

فیلم مردم نگاری

فیلم قوم نگاری فیلمی است که سعی در شناساندن جامعه ای به جامعه دیگر دارد. چنین فیلمی ممکن است در باره زندگی مادی یا تجربه اجتماعی یک قوم باشد. از آنجا که این مسائل موضوع های علم مردمشناسی نیز هست، اغلب، فیلمسازان قوم نگاشتی را با مردم شناسی مشابه قلمداد می کنیم که البته میان این دو همواره چنین تشابه ی موجود نیست ( مک دوگال، فارابی ۲۵: ۲۴۰).

فیلم مردم نگارانه، فیلمی است که منعکس کننده شناخت مردم نگارانه باشد. هر قدر فیلمی در این شناخت موفق تر باشد، آن فیلم مردم نگارانه تر خواهد بود. در ساخت یک فیلم مردم نگارانه، درک مردم نگارانه بدون کمک تخیل سینمایی بی فایده است. اما به رغم این هشدارها، بهترین عامل برای پیش بینی مردم نگارانه بودن یک فیلم، میزان حضور یک مردم نگار در فرایند ساخت آن فیلم است ( هایدر، ۱۳۸۵: ۱۹۰).

کوچ و علل آن در ایل بختیاری

بختیاری ها شعبه ای از قوم لر هستند که در جنوب غربی ایران زندگی می کنند. [ … ] کوچ آنها نیز به خاطر عوامل اکولوژیکی متفاوت کوهستان ( منطقه ییلاقی ) و دشت ( منطقه گرمسیری ) صورت می گیرد و از انواع عمودی است.

عامل اصلی مهاجرت های فصلی طایفه ها از گرمسیر به سردسیر و بالعکس جستجوی علف است. ( امان اللهی بهاروند، ۱۳۷۰: ۴۸ و ۴۷ ).

پیشینه سینمای مستند مردم نگاری ایران و جهان

استفاده از فیلم در زمینه قوم نگاری همزمان با نخستین کوشش هایی بود که در آغاز تاریخ سینما به شمار می آیند. در حالی که برادران لومیر در حال فیلمبرداری از صحنه های معمولی زندگی روزمره بودند، مثل خروج کارگران از کارخانه و ورود قطار به ایستگاه، اف رینول از فن سفالگری بومیان شمال غربی آفریقا که به پاریس آمده بودند تا در نمایشگاه کولونیال سال ۱۸۹۵ شرکت کنند، فیلمبرداری کرده بود ( مک دو گال، فارابی ۲۵ : ۲۴۲).

مشخصترین فیلمهای قوم شناسی فیلمهایی است که به نشان دادن جوامع ابتدایی می پردازد. دو نمونه از چنین فیلمهایی که آمریکایی ها ساخته اند، عبارتست از شکارچیان اثر جان مارشال و پرندگان مرده اثر رابرت گاردنر (همان: ۲۴۲) فیلم نانوک شمال ساخته رابرت فلاهرتی را باید نقطه عطف و زایش دوباره در سینمای مستند مردم نگار دانست. این فیلم سبک و شیوه بیان خاصی را به همراه آورد که بعدها به نام فلاهرتی تحت عنوان سبک رمانیتک آمریکایی به ثبت رسید. (امامی، ۱۳۸۵: ۲۵ )

با این وجود ژان روش سینماگر قوم شناسی فرانسوی، با لدوین اسپنسر را که در سال ۱۹۰۱، فیلمی را از مراسم رقص های « باران وکانگورو » از بومیان بدوی استرالیا گرفته بود را نخستین مستند مردم نگار می داند ( امامی، ۱۳۸۵: ۲۴ )

آغاز سینمای مردم نگارانه ایران در حقیقت با همین فیلم علف سخته مریان سی کوپر آغاز می شود. تا پیش از این فیلم، سینمای ایران هنوز اولین فیلم بلندش را نساخته بود. و جز تصاویری از مظفرالدین شاه چیزی در ایران ساخته و پرداخته نشده بود.

نقد و بررسی فیلم علف

مشخصات ظاهری:

نویسنده: مارگرت هریسون

کارگردان: مریان سی کوپر و ارنست بی شود ساک

تهیه کننده: آدولف زوکر و لس. ل لسکی

سیاه و سفید، صامت، ۳۵ میلمتری، ۷۰ دقیقه

محصول: ۱۹۲۵

مریان سی کوپر و ارنست بی شود ساک و خانم مارگارت هریسون در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی به ایران سفر کردند تا از پیکار واقعی قدرتمندترین ایل کوچروی ایران علیه نیروی طبیعت فیلم علف را بسازند. کوپر در خاطراتش نوشته است که قصد او از تهیه این فیلم استفاده از صنعت سینما در آموزش جغرافیایی انسانی است و نمایاندن اهمیت روزافزونی که سینما توانسته است در این رشته کسب کند.

کوپر و گروهش در اواخر فروردین ۱۳۰۲ شمسی به اردوی حیدرخان کلانتر طایفه بامدی از ایل هفت لنگ بختیاری ملحق می شوند و به همراه این طایفه از قلمرو قشلاقی آنها واقع در منطقه جهانگیری خوزستان کوچ می کنند و از پس ۴۳ روز سفر و طی مسافتی حدود ۴۰۰ کیلومتر در قلمرو طایفه بامدی در ارتفاعات زردکوه به سفر خود پایان می دهند.

« پس از هفتاد روز به ساحل رودخانه کارون رسیدیم. گذشتن از رودخانه واقعاً جنگ بزرگی است که نبردی بزرگتر از آن با طبیعت در تصور نمی گنجد. فقط فکرش را بکنید رودخانه کارون در این نقطه یک کیلومتر پهنا دارد. نه پلی در کار است و نه قایقی. در یک طرف رودخانه ۵۰ هزار ایلاتی با بار و بنه و قریب نیم میلیون چهارپایانشان قرار دارند. تعداد بیشماری زن و بچه و نوزاد در میانشان است. حیوانات هم در این فصل بچه دارند و همه موجودات باید به سرعت و بدون قایق باید از این آبهای خطرناک بگذرند.

همان گونه که هر نبردی قربانیانی دارد مبارزه عشایر هم بدون تلفات نبود و هر روز تعدادی گوسفند و دام های دیگر را آب در خود فرو می برد.

در این سوی ساحل چراگاه های از روئیدنی تهی شده و چاره ای نیست که جز آن که از آب گذشت و به چراگاه های پوشیده از علف و خوراک رسید. این است معمای زندگی این مردم.

مردان بختیاری برای دستیابی به علفزارهای آن سوی زردکوه در حالی که بخشی از مسیر را برف یخ زده پوشانده است می بایست با بیل راهی برای عبور و خانواده ها و دام هایشان بگشایند.

علل و انگیزه ساخت مستند علف

در اوایل دهه ۱۹۲۰ توجه فراوانی به شرق وجود داشت و مفاهیم شرق شناسانه استعماری به طور گسترده در فیلم های داستانی مثل عرب ( سیسیل ب.دومیل، ۱۹۱۵)، قسمت (لویی گانسیه، ۱۹۲۰)، و عرب ( رکس اینگرام،۱۹۲۴) جریان داشت. ( نفیسی، ۱۳۸۷: ۸۴).

موفقیت نانوک (فلاهرتی ۱۹۲۴) باعث شد گروه تهیه کننده کارگردان- فیلمبردار ارنست شود ساک و مریان کوپر بتوانند نخستین مستند خود را به نام « علف: نبرد ملتی برای زندگی ۱۹۲۵ » را بسازند. این فیلم که توسط پارامونت حمایت مالی شد [ همچون فیلم نانوک ]، کوچ خطرناک عشایر ایران را در جستجوی علفزارهایی برای دام های خود نشان می دهد. ( بوردول، ۱۳۸۳ : ۲۴۲).

در ۱۹۲۲ شود ساک که پیش از آن کوپر را در « ورشو » ملاقات کرده بود، در یک سفر فیلمبرداری که به همراه کاپیتان ادواردای. سالیسبوری انجام می شد در کشتی ویزدام ۲ به او پیوست. سالیبوری یک کاوشگر  حامی محیط زیست بود. همکاری این دو در فیلمی کوتاه به نام « شاهزاده طلایی » در باره « راس تافاری » شاهزاده امپراطوری حبشه ( که بعداً به نام هیلاسلاسی امپراطور اتیوپی شد ) و مقداری فیلمبرداری خبری از آئین حج مسلمانان در جده عربستان صعودی به ثمر نشست.

با این حال فیلمهایشان به طور تصادفی توسط یکی از ملوانان در آتش سوخت و این سبب شد کوپر و شود ساک فکری که قبلاً پس زده بودند، بپذیرند.

این فکر عبارت از ساختن فیلمی حماسی در باره مبارزه یک ایل کوچ رو در برابر طبیعت بود ( نفیسی، ۱۳۸۷: ۸۵)

حمید نفیسی در پژوهش خود در باره فیلم علف با عنوان « مفتون شرق » می افزاید که حس توسعه طلبی، مستثنی پنداری و خود برتر انگاری از عوامل و انگیزه های مهم ساخت فیلم بوده است.

عوامل ساخت فیلم

ارنست بومانت شود ماک ( ۱۹۷۹-۱۸۹۳) پیش از این فیلمبرداری استودیوی مک سنت و

واحدهای مخابراتی ارتش آمریکا و شاید اولین فیلمبرداری در هواپیماهای جنگی بود. او پیش از ساخت فیلم علف دست کم دو فیلم در مجموعه فیلم های سیاحتی صلیب سرخ ساخت که عبارتند از: « زیر آسمان موقع برداشت دو لهستان (۱۹۲۰) و چوپانان تارا (۱۹۲۱).

مریان کلدول کوپر (۱۹۷۳-۱۸۹۵) به عنوان روزنامه نگار دو چند شهر آمریکا کار کرد و در مکزیک در خدمت ارتش ژنرال پرشینگ که در تعقیب « پانچو ویا » بود درآمد. در ۱۹۱۷ در خط مقدم جبهه غرب مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به اسارت آلمانی ها درآمد. در همین جا بود که به « مارگارت هرسین » آشنا شد. کوپر در اقدامی جسورانه و موفق از زندان گریخت.

مارگارت هرسین ( نام قبل ازدواج مارگرت التن بیکر (۱۹۶۷-۱۸۷۹)، تا پیش از ساخت علف زیاد به اروپا سفر کرده بود و زنی ماجراجو بود. او اولین زن آمریکایی بود که به اسارت بلشویک ها درآمده بود.

بررسی و تحلیل فیلم

علف دارای دو پی رنگ مبارزه است. یکی جست و جوی فیلمسازان به دنبال مردمان فراموش شده و دیگری کوچ مردمان طایفه با هزاران رأس حیوان در اقلیمی دشوار و سخت. نخستین پی رنگ، فیلم را می گشاید و یک سوم طول فیلم را اشغال می کند، در حالی که پی رنگ دوم، بقیه فیلم را در بر می گیرد.

در واقع علف مانند یک فیلم سینمایی معمولی شروع می شود که مسافران جسور را مثل بازیگران در تصویر درشت نشان می دهد.

فیلمسازان دو مانع بزرگ و دراماتیک کوچ را به دو معضل روایی فیلم مبدل ساختند. یکی از آنها به هزاران ایلیاتی و حیواناتی مربوط می شد که از رودخانه سرد و پر خروش کارون می گذشتند. رودی به عرض هشتصد متر و بدون پل که هر سال بسیاری از افراد و دام ها در آن تلف می شوند.

شخصیت های اصلی فیلم علف حیدرخان، رئیس قبیله و پسرش لطفی هستند گرچه فیلم در ارائه تصویر ملموس از آن ها ناتوان است. در سرتاسر فیلم حتی یک نمای درشت از حیدرخان به چشم نمی خورد. استفاده از نمای نزدیک و پرداختن هر چه بیشتر به این شخصیت ها می توانست در افزایش بار درامتیک فیلم و حس همذات پنداری مخاطب مؤثر واقع شود. فیلم بلافاصله وارد مقوله کوچ می شود. میان نویسی از زبان حیدرخان عنوان می دارد که علف های مراتع رو به اتمام است و موسم کوچ فرا رسیده است.

سپس شاهد صحنه هایی هستیم که در آن زنان و مردان به مناسبت کوچ می رقصند و چوب بازی می کنند و این چنین مقدمه کوچ را جشن می گیرند. با این وجود دکتر نادر افشار نادری در باره فیلم می نویسد:

علف- به نظام مرتبط و متداوم پدیده ها توجه نکرده است … برای مثال رقص و چوب بازی و سوار خوبی از پدیده های عروسی است و عروسی عشایر بیشتر در گرمسیر و گاهی در سردسیر صورت می گیرد و هرگز اتفاق نمی افتدکه به هنگام کوچ خانواده ای عروسی راه بیندازد،دریک مرحله زنها برقصند و در مرحله دیگر مردها چوب بازی کنند و در مرحله ای

 هم نمایش سوار خوبی بدهند.

این صحنه ها را طایفه بابااحمدی، قبل از حرکت برای خوش آمد کوپر درست کرده اند که فیلم بگیرد و او هم برای افزودن به زیبایی فیلم، هر صحنه ای را در بخشی از فیلم جای داده است ( افشار نادری، از کتاب سینمای مستند ایران: ۸۲ ).

کوثر، زیر نفوذ مردم نگاری عصر خود بود. بدون مطالعه قبلی در باره کوچ و آگاهی به زندگی عشایر و ساخت ایلی در ماه آوریل ۱۹۲۴ به تهیه فیلم علف پرداخت. (همان، همان)

اگر چه برخی از منتقدان و نویسندگان سینمایی در ایران فیلم علف را فیلمی از نوع سینمایی مشاهده گر (مردم شناسانه ) تلقی می کنند، نظر نگارنده کمی متفاوت است. این فیلم، فیلمی خوش ساخت و موفق تنها در طرح یک موضوع مردم شناسانه یعنی کوچ ایل بختیاری برای نخستین بار در کشور ایران است. اما بیش تر به ظاهر مراسم و آئین های ایل پرداخته است و متأسفانه جنبه های تحلیلی اثر و مطالعات مردم شناسانه در باب بحث در باره شیوه های معیشتی، حرف روزانه و اصولاً از علت حرکت و عادت تاریخی حرکت ایل بحث زیادی به میان نمی آورد ( عادل، ۱۳۷۹: ۱۷۲ و ۱۷۳ ) مؤلف کتاب « سینمای مستند ایران عرصه تفاوت ها » معتقد است که فیلم علف یک اثر حماسی ست تا یک اثر مردم نگارانه. چرا که بدون اطلاع از مفهوم کوچ ایل بختیاری و بدون مردم شناس و به روش خان نامه نویسی ساخته شده. با این همه خود کوپر هیچ گاه ادعای خلق فیلمی مردم نگارانه را نداشته است. هدف او به گفته خودش ساخت فیلمی در زمینه جغرافیایی انسانی بوده است.

جایگاه فیلم علف در تاریخ سینمای جهان

در زمان اکران علف در ایالات متحده، منتقدان سراسر کشور علف را به عنوان یکی از بهترین فیلمهای سال ۱۹۲۵ برگزیدند.

بسیاری از منتقدان علف را در رده ده فیلم برتر تاریخ سینما قرار دادند و در مجموع این فیلم در آن زمان در رتبه دوازدهم آثار تاریخ سینما قرار گرفت. به علاوه هیأت ملی نقد علف را از میان چهل فیلم برتر سال ۱۹۲۵ در رتبه پانزدهم قرار داد.

در ۱۹۲۶ از میان چهارصد فیلم به عنوان فیلم مناسب برای کودکان برگزیده شده جغرافی دانان و مردم شناس ها آن را به عنوان گام مهمی در جهت پیشرفت دانش بشری ستودند و نویسندگان تاریخ سینما آن را پس از نانوک شمال در زمره کلاسیک های سینمای مستند قلمداد کردند.

علف در اکران اول سه ماه روی پرده ماند و رقمی معادل ۸۵۳۴۶ دلار در اکران خود در سینما کرایتون به دست آورد. همچنین در اکران بعد در فیلادلفیا، شیکاگوولس آنجلس حدود ۳۷۴۰۰ دلار فروش داشت.

اریک بارنو مورخ منصور سینمای مستند در کتاب تاریخ سینمای هستند از آغاز تا ۱۹۷۳ می نویسد که سکانس عبور از رود کارون از فیلم علف یکی از تماشایی ترین سکانس هایی است که تا کنون سینما به خود دیده است (بارنو، ۱۳۸۰: ۸۵)

مورخ دیگر سینمای مستند علف را به عنوان یک نمونه کلاسیک از فیلم مستند شناخته شده مردم نگارانه و سیاحتی خوانده است ( نفیسی، ۱۳۸۷ : ۸۴ )

منتقدی دیگر می نویسد:

فیلم به معنی واقعی کلمه و با وجود غیاب وسایل و تجهیزات تکنولوژیک امروزی، خوش ساخت است ( کاهه، فیلم ۱۲۷: ۴۱ )

براساس آمار موزه هنرهای مدرن نیویورک تا دهه ۱۹۸۰ هر سال پنجاه مورد از پخش فیلم علف گزارش شده که حدود ۸۰ درصد آن در دانشکده ها بوده است.

نمایش فیلم علف در بررسی تاریخ سینمای مستند خاورمیانه و در دوره های انسان شناسی تصویری در ایالات متحده و کشورهای دیگر ادامه دارد و فیلم به عنوان یک مستند سیاحتی در باره یکی از راه و رسم های زندگی انسان که در حال نابودی و محو شدن بود، همچنان بی همتا باقی مانده است.

 

منابع

۱- امامی، همایون (۱۳۸۵). سینمای مردم شناختی ایران: نقدی بر قوم پژوهی در سینمای مستند ایران. ( چاپ اول). تهران: افکار.

۲- امان الهی بهاروند، سکندر (۱۳۷۱). کوچ نشینی در ایران، پژوهشی در باره عشایر و ایلات (چاپ سوم ) تهران: آگاه.

۳- بارنو، اریک (۱۹۷۴). تاریخ سینمای مستند. احمد ضابطی جهرمی (۱۳۸۰). چاپ اول. تهران: سروش.

۴- بوردول، دیوید (۱۳۸۳). تاریخ سینما. روبرت صافاریان (چاپ اول ). تهران: مرکز.

۵- تهامی نژاد، محمد (۱۳۸۱). سینمای مستند ایران عرضه تفاوت ها. (چاپ اول ). تهران: سروش.

۶- راد، اریک (۱۳۶۶). تاریخ سینما، وازیک درساهاکیان. (چاپ اول ). تهران: پاپیروس.

۷- عادل، شهاب الدین (۱۳۷۹). سینمای قوم پژوهی. ( چاپ اول ). تهران: سروش.

۸- کینگزبرگ، آیرا (۱۳۷۹). فرهنگ کامل فیلم. رحیم قاسمیان. (چاپ اول). تهران: حوزه هنری.

۹- مجله فیلم ( شماره ۱۲۷ )، ص:۴۱٫

۱۰- مجله فیلم (شماره ۳۸۶). ص: ۸۴ تا ۹۱٫

۱۱- مجله رادیو و تلویزیون ( شماره ۹). ص ۱ تا ۲۸٫

۱۲- مک دوگال؛ دیوید (۱۳۷۵). نگاهی به سینمای مستند قوم نگاشتی. فصلنامه فارابی. دوره هفتم (شماره اول): ۲۴۰ و ۲۴۲ و ۱۴۶٫

۱۳- هایدر،کارل (۱۹۳۵).فیلم مردم نگار.مهرداد عربستانی وحمیدرضا قربانی (۱۳۸۵). (چاپ اول) .تهران: افکار.

۱۴- مصاحب، غلامحسین (۱۳۸۷). دایره المعارف. (چاپ چهارم). تهران: امیرکبیر.

 فیلم ها:

۱- فیلم علف (۱۹۲۵). نویسنده مارگرت هریسون. کارگردان: مریان سی کوپر و ارنست بی شود زاک: تهیه کننده آدولف زوکر و لس ل. لسکی، محصول آمریکا.

۲- فیلم تازار( ۱۳۶۶). کارگردان، نویسنده و تهیه کننده: فرهاد و رهرام. محصول ایران.

http://rashseyed.blogfa.com

نوشته شده توسط مدير سايت در چهارشنبه, ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۲۹ ب.ظ

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.