بازی های محلی دشتک

بازی های محلی دشتک

قنبر سوک

در این بازی چند نفر تیر های کوتاهی آماده میکنندو در زمین نرم که معمولا تلیدون است مشغول بازی می شوند.نفر اول چوب خود را به سمت زمین پرت میکند و اعلام میکند هرکس نتوانست چوب او را با پرتاب چوب خود بیاندازد یکی از تیر های چوبی او خود را به او بدهد.و تا تمام شدن تیرهای بازی میکنند.

پشکل گال

بازی فکری است.این بازی به این صورت است که روی عدد ۴ می چرخد .

دو نفر روبروی هم روی زمین می نشیند و ۵ کال روبروی هر نفر. کال یعنی گودال کوچی اندازه یک لیوان بستنی .در مجموع ۱۰ کال وجود دارد .مهره های این بازی ۴۰ سنگ ریزه یا پشکل استفاده می شود .در هر گال ۴ سنگ ریزه یا پشکل می گذارند و یک نفر بازی را شروع می کند مهم نیست کی اول شروع کند .

قانون اول:شروع کننده از یکی از ۵ گال جلوی خودش ۴ پشگل را بر می دارد و مطابق چرخش عقربه های ساعت یعنی راستگرد شروع به انداختن پشگل ها در کال بعدی می کند تا پشگل های در دستش تمام شود .

قانون ۲: گودالی که آخرین پشگل در دستش را در آن ریخت باید همه پشگل هایش را بردارد و دوباره از گودال بعدیش شروع به ریختن یکی یکی پشگل ها کند و همینطور بچرخد.

قانون ۳: ریختن پشگل ها را در تمام ۱۰ کال ادامه می دهد .در هر کالی که پشگل های در دستش تمام کرد، همه پشگل های آن کال را بر می دارد و دوباره به ریختن پشگل ها می کند و این کار زمانی به پایان می رسد که شروع کننده به کالی خالی برسد در اینجا باید آخرین پشگل اش را در کال خالی بیاندازد و نوبت نفر بعدی می شد

نفر بعد  از یکی از گالهای جلویش شروع می کند .

قانون۴:زمانی که هر کس به گالی با ۳ پشگل برسد و با انکه  در دستش است  ۴ تا شود  او تمام پشگل های آن کال را برای خودش بر می دارد یعنی ۴ تای آن را  و آن کال خالی می شد .  بعد دوباره نوبت نفر بعد می شد .

قانون ۵ :اگر در حینی که یک نفر دارد پشگل ها را می گذارد یکی از  کالهای حریف هم ۴ تایی بشود -حریف آن چهارتا پشگل را برای خودش بر می دارد مگر اینکه کالی که چهارتایی می شود آخرین هسته درش افتاده باشد در آن صورت ما آن پشگل های آن کال را بر می داریم نه حریف .

قانون ۶:باز ی تا زمانی ادامه پیدا می کرد که همه پشگل ها یا به عبارتی همه گالها خالی شود .در این زمان ۴۰ هسته یا مهره به نسبت مساوی یا نامساوی بین ۲ نفر تقسیم شده  .حال دوباره پشگل را در کال ها به صورت ۴ تا تقسیم می کنند اما کسی که پشگل بیشتری دارد کالهای بیشتری گیرش می آید .و مثلا ۲ کال نفر روبرو هم از  آن او می شود و موقع که نوبتش شد می تواند از انجا هم شروع کند .یا اگر چهارتایی شد توسط حریف پشگل هاش را بردارد به شرطی که حریف اخرین پشگل اش را در ان نداخته باشد .

قانون ۷ :بازی زمانی کلاً تمام می شود که تمام پشگل ها یا به عبارتی ۱۰کال را یک نفر از آن خود کند .

ابتکار و خلاقیت در این بازی به این صورت است که فرد باید محاسبه کند از چه کالی شروع کند که هم به خالی نخورد و هم به عدد ۳ برخورد کند یا به اصطلاح گاوش بزاید

این بازی چنان جذاب هست که می توان از روی آن اسباب بازی ساخت .

این بازی معمولا در حیاط خانه که خاکی بود یا در کوچه انجام می شد و در خانه اگر بازی شود باید از ۱۰ لیوان به جای کال استفاده شود.

این بازی همیشه چند تماشاگر هم دارد که مانند شطرنج سعی در کمک کردن دارند اگرچه نباید این کار را بکنند ولی هیجان بازی چنین می کند .در همه فصل هم می شود بازی کرد .

کل برد یا کل جنگ

در این بازی چند ستون سنگی می گذارند و بازیکنان از فاصله معین به سمت ستون ها سنگ پرتاب میکنند.و هرکس بتواند ستون ها را بزند برنده بازی است. این بازی از زمان کودکی به بچه ها اموزش داده می شود. 

چو بازی

«چو بازی »یا «چوب بازی » یا ترکه بازی از بازی های رزمی ، سنتی و قدیمی و رایج لرها است. که بیشتر در بین لرهای بختیاری ، یاسوجی ها ، ممسنی هاو بعضا روستاییان و عشایر لرستان متداول و مرسوم است و غالبا در مراسم عروسی و همراه با رقص و پایکوبی اجرا می گردد.

تعداد بازیکنان چوب بازی دو نفر است و ابزار بازی شامل دو چوب یکی به طول تقریبی یک و نیم متر ( درک)و چوب دیگر کمی کوتاهتر از آنست(ترکه) . در شروع کار توشمال با زدن ساز مردان را به بازی چوب بازی فرا می خواند. دو نفر بازی را شروع می کنند و افراد زیادی به دور چوب بازها حلقه می زنند و تماشا می کنند.یکی از بازیکنان درک و نفر دیگر ترکه را بدست گرفته و مقابل یکدیگر به حمله و دفاع می پردازند . بازیکنان سعی می کنند هنگام بازی با آهنگ ساز و دهل نیز برقصند ، فردی که ترکه را بدست دارد باید به دارنده درک حمله نماید و قبل از وارد نمودن ضربه به چوب وی ابتدا چند دور می رقصد و ناگهان به دارنده چوب بلند یورش می برد . دارنده چوب بلند نیز باید از خود دفاع نماید . حمله کننده هنگام یورش با صدای بلند فریاد می زند و سعی دارد با این کار روحیه حریف را تضعیف نماید . چوب باز باید با چرخاندن چوب و نعره کشیدن و تهدید حریف و فریب حریف چوب بازی کند.

حمله کننده هنگام یورش چوب را با دو دست پیش روی خود گرفته و هنگام کوبیدن بر چوب حریف انرا با دست خود می چرخاند و سپس با در نظر گرفتن پاهای او بر چوب وی ضربه وارد می آورد ، البته ترکه باز سعی می کند حریف را گمراه کند تا بتواند بهترین ضربه را بزند. بازیکن حمله کننده فقط یکبار حق زدن ضربه را دارد ( چه به پای حریف مقابل بزند چه نزند)، سپس بازیکنی که چوب بلندتر را دارد ، چوب کوتاهتر را در دست گرفته و فرد دیگری چوب بلندتر را در اختیار می گیرد . و بعد از چند دور بازی نفرها عوض می شوند .بازی تا آخر به همین منوال ادامه می یابدمعمولا اگر حریف ها از بستگان نزدیک یا دوستان هم باشند. به پای هم ضربه محکم نمی زنند.اما در موارد دیگر ضربات محکمی زده می شود که بسیار درد آور است. در چوب بازی احتمال صدمات جدی به پا هست و احتمال شکستگی پا و قوزک. اما مگر غیرت جوانان اجازه می دهد که بازی نکنند. آنها با شهامت کامل وارد میدان می شوند و هیچگونه باکی از درد و رنج ندارند. زیرا این ریشه در سنت دلاوری و بی باکی لرها دارد و همینطور با شنیدن نوای توشمال به سبک چو بازی که به انسان شجاعتی وصف نشدنی می دهد. توشمال چو بازی یا اصطلاحا ساز چوب بازی با دستمال بازی فرق دارد. ساز چوب بازی معمولا دارای ریتم تند و حالت رزمی است، اما ساز دستمال بازی دارای ریتمی ملایم است.

در رابطه با چوبازی شعری می آورم از محمد علی پور خداکرم:

خوار ایل می شوم

 اگر آه بگویم

بزن ای چوب باز رقیب

با ترکه ی بادامت

اکنون که ساق پایم را نشانه داری

چرا که هراس مرا نکوهش می کنند مردمان ایل

وقتی که به گرداگرد حلقه ای تماشا بسته اند

در این ورطه

آنچه که مرا به وجد می آورد

کرنائیست که ترانه های پایداری را شادمانه ساز می کند.

 

کله وروان

در این بازی بازیکنان به دوسته مساوی تقسیم شده وسپس روی زمین دایره ای به شعاع مناسب مشخص می نمایند و یک گروه به قید قرعه در درون دایره به حالت چهار دست وپا قرار می گیرند وهر کدام کلاهی به سردارند و دسته ی دوم بایستی بدون آنکه ضربه ی پای تیم مقابل خورده باشند یکی از کلاهها را برداشته وبه سرعت به نقطه ای که در فاصله ی دورتر از قبل مشخص شده برساند و در حین فرار صاحبان کُلا (تیم درون دایره ) بایستی سعی کنند او را بگیرند وهمبازیهای وی به او کمک کرده وممکن است کُلا دست به دست گردد تا به مقصد برسد واگر رسید یک امتیاز واگر کلاه را پیش از رسیدن به محل بازس گرفتند تیم مقابل بایستی در درون دایره قرار گیرد و بازی از نوشروع می گردد وممکن است از قبل سقف امتیازی مشخص شده باشد وهر تیمی زود به آن سقف امتیاز رسید برنده نهایی می باشد. این بازی مختص مردان است .

 

چو زر (چوب طلایی)

بازی منحصراً در شب انجام می شود و بیشتر بوسیله ی نوجوانان (پسر ودختر ) به اجرا در می آید. در این بازی افراد به دو گروه تقسیم وسپس قطعه چوبی کوچک که دارای نشانه ی مشخص باشد و یا آنرا مثلاً بابستن پارچه ای مشخص نموده باشند را تهیه نموده وسپس هر دو گروه رو به یک طرف نموده ویک نفر قطعه چوب را بدون آنکه خود نگاه کند به طرف پُشت پرتاب می کند وپس از چند ثانیه مکث همه به آن طرف هجوم برده و به دنبال یافتن چوب بر می آیند وضمن آن بایستی مراقب گروه دیگر باشند که اگر آنرا یافتند فوراً آن فرد را گرفته وچوب راپس بگیرند.

هر گاه فردی آنرا پیدا نمود بایستی به شدت پنهان کاری نموده وبه نحوی اعضای گروه خود را با خبر کند وکم کم به کناری کشیده وآماده ی فرا به سوی محل نشانه ای که از قبل تعیین شده بشود وبه محض آماده شدن بایستی با صدای بلند بگوید : « یافتم » وسپس فرا کند واز این لحظه مثل بازی «کِلاوروِان » افراد هر دو گروه سعی در بردن چوب به محل نشانه ویا پس گرفتن آن هستند وامتیاز دهی نیز مثل بازی کلاروروان است .

 

آزادی

دو نفر استاد انتخاب مى‌شوند و یارگیرى مى‌کنند. سپس به روش شیر یا خط تعیین مى‌کنند که کدام دسته باید گرگ شود. بازى با حملهٔ دستهٔ گرگ‌ها آغاز مى‌شود. آنها باید سعى کنند افراد دستهٔ مقابل را بگیرند. هرگاه یکى از افراد دسته اسیر شد، سایرین باید به کمک او بشتابند و او را آزاد کنند. براى این کار کافى است یکى از افراد دستهٔ برّه‌ها، دست خود را به یکى از افراد دستهٔ گرگ‌ها بزند. آن وقت شخص گرفتارشده آزاد مى‌شود. لازم به یاد‌آورى است که شخص گرفتار تنها در صورتى آزاد مى‌شود که فردى که دست خود را به گرگ مى‌زند بگوید: آزاد شده. آزاد کردن اسیر کار دشوارى است زیرا حمله‌کننده خود نیز به‌خطر مى‌افتد و ممکن است گرفتار شود. بازى آن‌قدر ادامه پیدا مى‌کند تا افراد یک دسته همه اسیر شوند، آن‌وقت جاها عوض مى‌شود.

 

استا مرا زد

کاغذ را به قطعه‌هاى کوچک مى‌بُرند و براى هر بازیکن یکى از تکه‌هاى کاغذ را در نظر مى‌گیرند. فقط روى یکى از آنها مى‌نویسند ”اوستا“ و باقى کاغذها سفید مى‌ماند. کاغذها را درهم مى‌کنند و هرکس یکى از آنها را برمى‌دارد. هیچ‌کس نمى‌داند چه کسى استاد شده است و هرکس فکر مى‌کند دیگرى استاد شده است. استاد اصلى نباید بگذارد کسى متوجه شود.

در زمانى‌که مطمئن است کسى متوجه او نیست به یکى از بازیکنان چشمک مى‌زند. آن بازیکن باید کاغذ دست خود را زمین بى‌اندازد و بگوید: ”اوستا مرا زد“. بعد استاد به‌ترتیب با دیگر بازیکنان هم همین‌کار را مى‌کند. وقتى همه، کاغذهاى خود را زمین انداختند، نفر آخر بازنده مى‌شود و دیگر بازیکنان بر سر او مى‌ریزند و او را مى‌زنند. اگر استاد به کسى اشاره کند و او کاغذ خود را به زمین نیندازد، او هم سوخته است و کتک خواهد خورد. اگر در موقع اشارهٔ استاد یکى از بازیکنان متوجه او شود، مى‌گوید: ”اوستا را دیدم که دزدى مى‌کرد“ و بقیه افراد مى‌پرسند: ”چطوری؟“ و او نشانى مى‌دهد و مثلاً بگوید با چشم راست یا چپ. وقتى استاد شناخته شود، بازى تمام مى‌شود و دور دیگرى آغاز مى‌شود.

 

  الخترو (alaxtaru)

از هر گروه یک بازیکن به وسط مى‌آید و یک پاى خود را بلند مى‌کند و با دست، پاچهٔ شلوار خود را مى‌گیرد. سپس هریک از دو بازیکن سعى مى‌کند با تنه زدن به بازیکن دیگر او را بى‌اندازد. هر بازیکنى که مجبور شود پاى خود را زمین بگذارد، مى‌سوزد و یک امتیاز به دستهٔ مقابل تعلق مى‌گیرد. به‌ترتیب همهٔ بازیکنان دو گروه، دو به دو مسابقه مى‌دهند و امتیازها محاسبه مى‌شود. هر گروهى که امتیاز بیشترى کسب کند، از گروه مقابل کولى مى‌گیرد.

پشتک‌‌بازى

بازیکنان به دو گروه مساوى تقسیم مى‌شوند و با قرعه‌کشى گروه بازنده را مشخص مى‌کنند. افراد این گروه همگى به‌صورت چمباتمه داخل میدان مى‌نشینند و حالت دفاعى به‌خود مى‌گیرند. افراد بیرون دایره حالت تهاجمى به‌خود مى‌گیرند و با دست زدن به افراد داخل، حمله مى‌کنند. افراد داخل میدان نیز با حرکت پا (جهش از عقب) به دفاع مى‌پردازند. اگر پاى آنها به پاى افراد خارج از میدان برخورد کند، جاى دو گروه عوض مى‌شود. لازم است گفته شود که افراد داخل میدان ضمن حرکت پا به عقب، حتماً باید دست‌هاى آنها روى زمین باشد. در این بازى برد و باخت مطرح نیست و هرچند بار که بازیکنان مایل باشند، بازى را تکرار مى‌کنند. 

خرکم

بازیکنان ابتدا به دو گروه مساوى تقسیم مى‌شوند و با قرعه‌کشى گروه غالب را تعیین مى‌کنند. گروه مغلوب خم مى‌شود و هر نفر با دست کمر نفر جلوئى خود را مى‌گیرد. آن‌گاه گروه غالب به‌ترتیب قوى بودن پرش خود را انجام مى‌دهد، زیرا اولى باید از ستون بگذرد و روى کمر فرد اول ستون مستقر شود. نفر دوم روى کمر نفر دوم ستون و … وقتى پرش‌ها انجام شد، نفر اول باید فوراً از یک تا بیست بشمارد، اگر موفق شد، دوباره پرش را انجام مى‌دهند. اگر گروه غالب ضمن پرش و یا در حین شمارش، دچار خطا شود، موقعیت دو تیم عوض مى‌شود. در پایان چند دوره بازی، گروه برنده باید، مسافتى را از گروه بازنده سوارى بگیرد. 

دست به شلاق

ابتدا با قرعه‌کشى یا با توافق، یک نفر را به‌عنوان شروع‌کنندهٔ بازى انتخاب مى‌کنند و شلاق را به او مى‌سپارند. بقیهٔ بازیکنان با فاصلهٔ کمى از یکدیگر روى زمین دایره‌وار مى‌نشینند و دست‌هاى خود را در پشت خود قرار مى‌دهند. با شروع بازى حامل شلاق دور دایره مى‌چرخد و در یک لحظه شلاق را در دست یکى از افراد نشسته مى‌گذارد. این بازیکن باید با شلاق فردى را که در سمت راست خود نشسته است، بزند. البته وى نیز باید سریع بلند شود و از سمت راست دایره فرار کند (حرکت در جهت چپ خطا است) و حامل قبلى در ادامهٔ فرار، باید یک دور کامل بزند و جاى شلاق‌زن فعلى بنشیند. در پایان بازى کسانى که با هوشیارى قبل از کتک خوردن فرار کرده باشند، تشویق مى‌شوند.

سوارکارى و تیراندازى

سواران نیزه‌باز در محلى که براى این کار اختصاص داده شده است، در یک خط مستقیم مى‌ایستند. همهٔ آنها سواره هستند. تماشاچیان بر تپهٔ بلندى مشرف بر آنها مى‌نشینند. نوازندهٔ محلى با کرنا و دهل شروع به نواختن آهنگ سوارکارى مى‌کند و اسب‌ها به‌حرکت درمى‌آیند. در محلى دور از سواران، نشان‌هاى مثلث شکل تخته‌ای، بر روى زمین نصب شده است و خط هر سوار نیز مشخص است و مى‌داند کدام نشانه را باید بردارد. سوار با سرعت به‌سوى نشانه‌ها به پیش مى‌راند و با نیزهٔ خود، نشانه را از زمین بلند مى‌کند. هربار که سوار نشانه را از زمین بردارد، امتیازى به نام آن ثبت مى‌شود و داور سرانجام پس از چند دور برنده را اعلام مى‌کند.

لازم به یاد‌آورى است که این بازى به‌صورت انفرادى نیز اجراء مى‌شود و تک تک امتیازات محاسبه و سپس برنده اعلام مى‌شود و این امر گاهى با گذاشتن نشانه‌هائى مانند کلاه و سرتیرک‌هاى عمودى نیز انجام مى‌شود.

  کُشتى مُقلى

دو کشتى‌گیر آمادهٔ کشتى مى‌شوند و براى اعلام آمادگى دست‌هاى خود را روى شانه‌هاى هم قرار مى‌دهند. پس از آغاز کشتی، آنها با توجه به فنون متداول کشتى نظیر فن کمر و یک خم تلاش مى‌کنند پشت حریف را به خاک برسانند. برنده کسى است که بتواند پشت حریف را به خاک برساند.  

لال‌بازى

یک نفر استاد مى‌شود. باقى بازیکنان ساکت مى‌نشینند و استاد بازى را شروع مى‌کند. در مدتى که بازى جریان دارد، هیچ‌کس حق حرف‌زدن یا خندیدن را ندارد. کسانى که نتوانند این قانون را رعایت کنند، تنبیه خواهند شد. مثلاً کنار دیوار به صورتى‌که یک پا یا یک دست خود را بالا نگه‌ داشته‌اند، مى‌ایستند. روال بازى به این ترتیب است که استاد کارى را انجام مى‌دهد و باقى هم باید عین کار او را تکرار کنند. کسانى که بخندند یا نتوانند بازى را تکرار کنند، مى‌سوزند و در آخر استاد و یکى از بازیکنان باقى مى‌مانند و هرکدام سعى مى‌کند دیگرى را شکست بدهد. در آخر یک نفر برنده مى‌‌شود.

هُوپَ هُوپَک

بازیکنان گرد مى‌نشینند و همزمان دهان‌هاى خود را پر از باد مى‌کنند و مى‌گویند هوپ و نفس خود را نگه مى‌دارند. کسى حق ندارد بخندد یا حرکتى بکند. آن‌گاه سردسته حرکتى را شروع مى‌کند و بازیکنان بى‌آنکه بخندند یا حرکتى بکنند باید از سردسته تقلید کنند و اگر کسى بخندد یا حرف بزند او را به وسط دایره مى‌آورند و باید چشم بگذارد و سایرین دست‌ها را بالاى سر او بگیرند. سپس از او مى‌پرسند: ”تپ تپو دست کى بالا دست.“ اگر کسى که چشم گذاشته درست حدس زد او را آزاد مى‌کنند و اگر اشتباه گفت شروع مى‌کنند به اذیت کردن او و همان شعر را خواندن. آن‌قدر این کار ادامه پیدا مى‌کند تا بازیکن درست حدس بزند. آن‌گاه بازى از اول آغاز مى‌شود.

هردوشکلا

که همان تاب سواری است که بچه ها به ان علاقه دارند.

برد قندول

بازی کودکانه در سنین بسیار پایین که با سنگ ریزه ها و گل حیواناتی میسازند و انها را گله و خانه خود میدانند و در همان کودکی برای اینده ای نه چندان دور خود را اماده میکنند.

نوشته شده توسط مدير سايت در پنج شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۴:۵۱ ب.ظ

۱ نظر

نظر -49 - 0 از 1اولین« قبل بعد  » آخرین 
  1. -1

    بخش خوبی بود

    [پاسخ]

نظر -49 - 0 از 1اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.